تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
29 مرداد 87 - 13:22
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن. روزهایت رنگارنگ... .
24 مرداد 87 - 03:55
چش براه خوبیاتم ، نازنین مهربونی فراموش نشه زمستان گذشته است گل ها شکفته اند زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است تو را به جای همه کسانی که که نشناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای خاطر نخستین گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده
24 مرداد 87 - 03:53
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کسی رو مثل اون دوست نداشته باشی . از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه.
24 مرداد 87 - 03:51
میشه خدا رو هس كرد توو لحظه های ساده اضطراب عشقُ توو گناه بی اراده بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره هفتاد ساله بادت یك شب به باد میره وقتی كه عشق آخر تصمیمشُ بگیره كاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق عاشقتر از همیشه هر چی محاله میشه با عشق داره میشه انگار داره میشه عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه است هر لحظه های هر ماه هوا میمونه و بس نترس اگه دل تو از خواب كهنه پاشه شاید خدا قصتُ از نو نوشته باشه
13 مرداد 87 - 22:55
سلام.من با نظر شما درباره مردم موافقم همه انگار تشنه خون هم شدن .اما با مردن (خودکشی)موافق نیستم ما به امی زنده ایم پس تا اخرین لحظه عمر باید با بیها جنگید
10 مرداد 87 - 10:36
Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall. بزرگترین موهبت این نیست که هیچ زمان شکست نخوری... بلکه این است که بعد از هر شکست بتونی دوباره بلند شی
__