لیست توصیفنامه ها13 شهریور 87 - 18:32 | |
سلام منم همان غریبه قدیمی . همان کسی برای گفته هایش دنبال یک آشناست . سلام . منم همان قدیمی بی سرگذشت . آمدم بگویم می خواهم برم . دیگر خسته شد ه ام دیگر کم آورده ام . دیگر طاقت دوری ندارم . دیگر نمی توانم زیر بار اندوه شانه هایم را راست نگه دارم . دیگر تنهای تنها شده ام . می خواهم بروم تو هم سعی کن مرا فراموش کنی . دیگر سراغی از من مگیر . من بایک گل سرخ آمدم و با یک دنیا خاطره می روم . فراموشم کن . من خاطره بلند یک پاییزم . من سرانجام یک بهار عاشقم . فراموشم کن من به سوختن و ساختن عادت کرده ام .... |
7 شهریور 87 - 22:50 | |
دیروز با یك دسته گل آمده بود به دیدنم،
با یك نگاه مهربون...
همون نگاهی كه سالها آرزو شو داشتم و از من دریغ می كرد.
گریه كرد و گفت دلش برام تنگ شده، ولی من فقط نگاهش كردم...
وقتی رفت سنگ قبرم از اشكش خیس شده بود
|
4 شهریور 87 - 21:38 | |
مرا اهلی کن . مرا با دستانت آشتی بده . مرا در سرزمین وجودت رهاکن . مرا در قلبت آشیان بده .بگذار هزار بار در تو بمیرم وهزار بار در تو متولد شوم . مرا در دریای چشمانت غرق کن . مرا اهلی کن . من غریبه ام . من از این دیار نیستم . من گمشده ام تو مرا پیدا کن . مرا هزار بار درمن صذا کن . من عاشق صدای دلنشین توام . مرا اهلی کن . من به غربت عادت ندارم . من زود می شکنم . من زود می بازم . و تو مرا اهلی کن و مگذار بیهوده بپوسم . |
3 شهریور 87 - 15:02 | |
آفتاب غروب کرد . وپهنای شب همه جارا فرا گرفت . وکسی مرا صدا نزد . کسی نگفت این دیوانه از تاریکی می ترسد . کسی نگفت این دیوانه از تنهایی می ترسد . آه ! خدایا مگر می شود کسی مرا نبیند . آه از دست ای انسانهای کور وکر . من در آتش می سوزم . کسی حتی دستم را نمی گیرد . بد روزگاری شده همه فقط دروغ را می خرند و برای راستی ارزشی قائل نیستند . وماه برای همیشه پشت ابر مانده است . وسیاهی شب همه چیز را در خود پنهان کرده است . وخوشا بحال دروغگویان که جهان به کام آنان است . ....... |
30 مرداد 87 - 18:37 | |
وقتی شب میشه همه به خانه هایشان می روند . من دیوانه هم یک گوشه می نشینم و دیوانه وار دلم را می نگرم که بسوی تو می آید . آری قلب تو خانه من است . مدتی است دلم به آنجا نقل مکان کرده . وآیا تو می دانی چیست رازی که من پنهان کرده ام از تو . رازی که فقط به چشمهایت گفتم . شاید یادت نباشد آنروز که برای اولین بار تو را دیدم . رعد وبرق نگاهت تمام وجودم را سوزاند. تو رفتی ام من ماندم با یک دل دیوانه . چه خوب بود اگر دلم را می فهمیدی و عشقش را . دوستت دارم . این جمله تکراری را هزار بار نوشته ام ام آیا تو یک بار خوانده ای . بگذار اینبار فریاد بزنم گرچه میدانم بازهم نخواهی شنید . دوستت دارم . واژه تکراری کتاب عشق . دوستت دارم . وگناه من این بود ..... |
28 مرداد 87 - 16:07 | |
یادمان باشد وقتی تنها شدیم وقتی دیگر چشمی مارا ندید . آهسته از خویش فرار نکنیم . یادمان باشد که به کسی گفته ایم دوستت دارم .پس خطائی نکنیم . یادمان باشد عالم بی عمل مثل سراب است . دریائی پر آب اما شور . یادمان باشد که اگر دوست نداریم دروغ بشنویم . دروغ نگوئیم . فریادهای بیهوده سر ندهیم . عشق و صداقت احتیاجی به فریاد ندارد. لذت عشق به سکوت است . ویادمان باشد نگاه حرف می زند . پس نگاهی به غریبه نکنیم .شاید اسرار عشق فاش شود. و برای همیشه یادمان باشد عشق خریدنی نیست . عشق کالای بازار نیست . عشق باید آفریده شود با دل پاکی که زلال مهتاب باشد و بامعبودی که پرستیده شود . آری عشق خریدنی نیست ..... |







