تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
13 دی 86 - 23:56
سلاممممممممممممممممممممممممم فاطی جوووووون چه طوری؟؟؟؟؟؟؟؟من هانیم......یادتونه؟؟؟زندگی مجردی!!! اومدم تولدتون رو پیشاپیش تبریك بگم....آخه كم به كلوب سر میزنم موفق باشییییییییییییییییی
12 دی 86 - 21:05
لبخند زدی و اسمان ابی شد شبهای قشنک مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا اخر عمر غرق بی تابی شد تولدت مبارك عزیزم
19 تیر 86 - 16:00
شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ی حیوانات دیگر دریده شود. از دور مواظبش بود... پس چشم از آهو برنداشت تا یك بار كه از دور او را می نگریست، شیری را دید كه به آهو حمله كرد. فوری از جا پرید و جلو آمد دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت. با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد. و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو...
29 خرداد 86 - 23:55
تف تو گورت كنن كه آدم نمیشی
2 خرداد 86 - 06:04
آخر هر روز شب است اخر هر عمر مرگ است آخر هر طلوعی غروب است آخر هر وصلتی غروب است آخر هر نیرنگی روز است آخر هر صداقتی شب است آخر هر انسانیتی مرگ است در آخر صداقتها را كشتیم آب نیرنگ بر حیله ها دادیم و معرفت را ژنده پوش شهر خیال كردیم ... به راستی چه می گذرد .. چه كوتاه است عمر یكرنگی و چه بی پایان است نامردی . چرا ؟؟؟؟؟؟؟
2 خرداد 86 - 06:03
یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه كنی برو زیر بارون كه نكنه نامردی اشكاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نیومد چی ؟ گفتی اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمون گریش می گیره ..... گفتم : یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار- گفتی: به چشم .... حالا امروز من دارم گریه می كنم اما آسمون نمی باره .......... تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم می خندی
__