تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
12 مهر 87 - 23:30
ازدواج، یعنی همین! شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به یاد داشته كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟ شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا كردن پرپشت ترین، تا انتهای گندمزار رفتم. استاد گفت : عشق یعنی همین! شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. استاد باز گفت: ازدواج یعنی همین!!
12 شهریور 87 - 10:38
aghaaaaaaaaa in AMIR yedoonast .... kheili aghaaaaaaaaaast take take lengash peyda nemishe ... doroste 69 ie vali khodayish ye doonaaaaaaaaaaaast be eftekharehoOoOoOn
19 اردیبهشت 87 - 11:31
تو بچه ای هستی باحال عشقی بلا ای دیگه دیگه نمیدونم چی بگم هرچی یه آدم باحال داره
__