تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
14 تیر 86 - 12:08
من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود بنویسید صدا بود ولی نرم نبود خانه در خاک و خدا داشت ، تماشایی بود بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود بنویسید به قانونِ عطش ، آب نداد و کسی کودک احساسش را تاب نداد تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت گاه با فلسفهء عشق کمی مسئله داشت 000!
22 خرداد 86 - 12:19
مرد فیل نما به صورت خود ماسک نزد تا چهره زشت و کریه خود را از دیگران بپوشاند او به صورت خود ماسک زد تا چهره درونی انسانهای اطراف خود را کمتر ببیند انسانهای که ظاهری زیبا داشتند اما در درون خود یک هیولا بودند مرد فیل نما با اینکه در ظاهر شبیه یک هیولا بود اما در درون خود یک انسان واقعی با یک روح بزرگ بود چگونه میتوانم انسانهایی را که در درون خود هیولا هستند را تحمل کنم ای کاش منهم میتوانستم به مانند انها ماسک زیبایی بر روی صورتم قرار دهم تا همگان فکر کنند که منهم به مانند انها هستم اما من هم مثل مرد فیل نما ماسک زشت را ترجیح میدهم من ترجیح میدهم که در ظاهر یک هیولا باشم من هیولا هستم همانطور که میبینید
3 خرداد 86 - 04:36
من به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران، تو به اندازه تنهایی من شاد بمان !!
19 اردیبهشت 86 - 22:33
دوستت دارم .زندگی كن گلم
16 اردیبهشت 86 - 20:25
لالا لالا نخواب دنیا خسیسه / واسه کم ادمی خوب مینویسه / یکی لبهاش تو خوابم قرق خندست / یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه!!!!!
1 اردیبهشت 86 - 16:49
زندگی هیچ خودی نمی شناسد..هیچ مرکزی.زندگی هیچ تفکیکی نمی شناسد!نفس که می کشی زندگی به درونت وارد می شود نفس را که بیرون می دهی تو به زندگی وارد می شوی !هیچ تفکیکی وجود ندارد! میوه که می خوری درختان از طریق آن میوه به درونت راه می یابند! بعد یک روز می میری..در خاک دفن می شوی و درختان شیره ات را می مکند و تو به صورت میوه در می آیی! فکر می کنی گیاهخواری؟؟؟ فریب ظاهر را نخور ما همه ادم خواریم .....!!
__