لیست توصیفنامه ها20 خرداد 87 - 19:23 | |
زندگی عجیبه !
چون :
تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه ، تا نخوای بری کسی نمی گه بمون ، تا نری کسی قدرت رو نمی دونه و تا نمیری کسی نمی بخشتت . |
27 اسفند 85 - 19:03 | |
زندگی مثل نردبان آهنیست عاقبت این نردبان افتادنیست لا جدم هر کس که بالا تر نشست استخوان هایش سخت تر خواهد شکست |
8 اسفند 85 - 09:08 | |
به خورشید گفتم گرمی اش را به من بده تا به تو بدهم، گفت:دستانش گرمای مرا دارند. به آسمان گفتم پاکیش را به من بده تا به تو بدهم. گفت: چشمانش پاکی مرا دارند. از دشت سبزی اش را خواستم تا به توبدهم. گفت: زندگیت سبزتر از اوست. از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم تا به تو بدهم.گفت: قلبت به اندازه ی اقیانوس است و آرامشت نیز. از ماه تابندگی صورتش را خواستم تا به تو بدهم. گفت: وقتی نگاهش می کنم خجل می شوم. به فکر فرو رفتم. من در قبال دستان گرمت، چشمان پاکت، سبزی زندگیت ، بزرگی و آرامش قلبت ، تابندگی صورتت چه هستم |
18 بهمن 85 - 21:48 | |
ای كاش هیچ وقت اینجوری نمی شد
صدایم کن تا نسوزم.....آری صدایم کن تا نسوزم
قلبم آینه ای است،ما را می بیند و بی حضور نمایانت می شکند
رهایم کن .....آری
در کوچه های تاریک و سردو بی صدا رهایم کردی
تا کی باید منتظر جوشش آب باشم ؟
گلویم خشکیده است دیگر
باید رفت.............
حالا دیگر کوچ کردن تبلور زندگیست
باید رفت............
باید خود را ساخت برای آغازی دیگر
برای تولدی دیگر
سرزمین خاطره ها دیگر خشک و یخ زده و فرسوده است
آری باید رفت
تا آن سوی دشت بی انتهای محبت
تا آن سوی دیوار فاصله
تا بو کردن گل سرخ اسیر در گلدان تنهایی
تا آن سوی بی ستاره ترین شب پر ستاره
تا آن سوی وداع عشق
تا پرواز به سوی نقطه ی اوج تنهایی و باکسی
تا شکستن خود در خود عشق
تا دیباچه ای بر متن شب خاموش و بی صدا
تا شکستن در نقطه ی عشق .....تا خود عشق
آری باید رفت
باید رفت و دیده را بر بست ...........
فقط به رفتن فکر کرد
به امید اینکه در این راه بی انتها کسی پیدا شود
کسی که دستهایش قفس نباشد
تا اوج خواستن
آری...باید رفت،باید رفت......
"پرند" |
17 بهمن 85 - 23:57 | |
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال میشی برام باغبون میوه های تشنه وکال میشی برام ماه شبای بی سحر میشی برام ستاره ی راه سفر ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی برای سعادت شبا شعرامو من داد می زنم برای خوشبختی تو خدا رو فریاد می زنم.
از طرف همونی كه فراموشش كردی
"پرند" |
10 آذر 85 - 06:30 | |
پر از غروب شده ام وا کنید پنجره ها را
که آفـتاب بروبد غبار آیـــنه ها را
در این سکوت لبالب به من پناه ده ای عشق
به من که باختم امشب تمام قافیه ها را
امید داشتم اما ، شتاب حادثه نگذاشت
که وقف چشم تو باشم تمام ثانیه ها را
به خط آب ، به خط عزا ، به لحج |
- 1
- 2











