تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
17 شهریور 87 - 04:09
مهتاب در آب افتاده امشب امشب امشب یا پر کشیده همچون كبوتر پیچیده در در تب در تب در تب او بیقرار است در انتظار است آه ! ای ستاره با یک اشاره چشمک بزن باز تا عشق بباره امشب قرار است غوغا کند عشق بلوا کند عشق گویی كه انگار افشا کند ، عشق امشب چراغی از آسمانها آید دوباره آید دوباره من خاکی اما تو آسمانی تو بازتابی از کهکشانی ای بیکرانم امید جانم بی تو نخواهم اینجا بمانم امشب مهتاب افتاده در آب آبی آرام چشمان بی تاب چشمان بی تاب
11 شهریور 87 - 05:32
همیشه تو یک ارتفاع بالایی از جو، دیگه ابر وجود نداره. اگه یک وقت دیدی آسمون دلت ابری بود بدون به اندازه کافی اوج نگرفتی. زندگی مثل پیانو است، دكمه های سیاه برای غم ها و دكمه های سفید برای شادی ها. اما زمانی می توان آهنگ زیبایی نواخت كه دكمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی.
4 شهریور 87 - 04:46
تو را می شناسم ای شبگرد عاشق تو با اسم شب من آشنایی از اندوه تو و چشم تو پیداست که از ایل و تبار عاشقایی
1 شهریور 87 - 23:50
برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که"یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت"
31 مرداد 87 - 01:13
خدایا مرا از انانی بگمار که نان دنیا می خورند و برای دین کار می کنند نه انهائی که نان دین می خورند و برای دنیا کار می کنند. (دکتر علی شریعتی)
26 تیر 87 - 11:10
اگر در صحنه حق و باطل نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی، هر جا كه میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یكیست! (دكتر علی شریعتی)
__