تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
1 فروردین 87 - 10:37
تو سفر هفت سین دل عاشقی رو کا شته بودم بعد توهجوم سبزه هاابی رو برداشته بودم گفتم همیشه شب عید سیب سماق می کارن سر مشق عاشقی رو هم کنار گل می یارن یادم امد یه شاخه گل عیدی امسال ما شد انگار همون لحظه بهاربه احترام اون پاشد دلم می خواست هفت تا بهار به دیدن چشاش برن عید دیدنی کنار اون تبریک سال نو بگن می خوام بگم تو سال نو گل های قرمز زیادن تو لحظه عید دیدنی پش گویی رو یادم دادن واسه یه لحظه ماهی ها به ایه ی عید رسیدن انگار یواش یواشاونا حرفای عشق شنیدن سفری هفت سین دلم هفت تا سین جدید می خوان کاشکی ستاره های عید امشب کنار من بیان سیل شتاب سبز ها قشنگی فصل بهار ماهی سفره مون شده این روزا اخرین سوار سر دور اهی مو ند ناتو سر ز مین خاطره صدای ساحل د لا فصل سقوط فا صله سجده ی سیمرغ روی موج یه شعر خوندنی شده به یاد اون فصل بهار همیشه موندنی شده
17 بهمن 86 - 21:37
با این دل ماتم زده آواز چه سازم بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز با بال و پر سوخته پرواز چه سازم گفتم که دل از مهر تو برگیرم و هیهات با این همه افسونگری و ناز چه سازم خونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بود از پرده در افتد اگر این راز چه سازم گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم تار دل من چشمه ی الحان خدایی ست از دست تو ای زخمه ی ناساز چه سازم ساز غزل سایه به دامان تو خوش بود دو از تو من دل شده آواز چه سازم
__