لیست توصیفنامه ها25 خرداد 87 - 12:48 | |
باید امشـب بروم ! رو به آن وسعت بى واژه كه همـواره مــرا مى خوانـد .... |
16 خرداد 87 - 03:20 | |
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده ی امروزم.
خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم |
10 خرداد 87 - 21:52 | |
گفتم: دلم گرفته و ابرهای اندوهم سیل آسا می بارد. آیا نمی خواهی با آمدنت پایان خوشی بر دلتنگیم باشی.
گفتی بگو:
«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: اگر امید آمدنت نبود، اگر روز خوش ظهور در ذهنم تجلی گر نبود، هیچ گاه روزگار انتظار را برنمی تابیدم. آیا نمی خواهی به خاطر تنها دلخوشی دل غمدیده ام بیایی.
گفتی بگو:
«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: روز آمدنت نبودم، روز رفتنت هم نبودم، اما حالا با التماس از تو می خواهم که روز ظهورت باشم،
گفتی بگو:
«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: تو که گفتی با غم شیعیانت دلتنگ می شوی، اما من.
سوختم و از تو خبری نشد
گفتی بگو:
«اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: چه روزها و چه شبها این دعا را زمزمه کرده ام اما تو نیامدی.
گفتی: صدای تپش های قلبت را بشنو، اگر از جان برایت عزیزترم با هر صدای تپش قلبت باید زمزمه کنی:
«اللهم عجل لولیک الفرج»
من به عقب بازگشتم و دیدم که چه سالها قلبم تپیده و برای آمدنت دعای فرج نخوانده ام، ای عزیزتر از جانم...
|
8 خرداد 87 - 16:43 | |
آن روز كه سهراب نوشت ...
تا شقایق هست زندگی باید كرد...
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت ...
باید اینجور نوشت ...
هر گلی هم باشی...
چه شقایق چه گل پیچك و یاس ...
زندگی اجبارست....
|
8 خرداد 87 - 15:08 | |
حسرت همیشگی ... حرفهای ما هنوز ناتمام . . . تا نگاه می کنی: وقت رفتن است... باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آن که با خبر شوی، لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود... آی . . . ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود! (قیصر امین پور.... روانش شاد ) |
8 خرداد 87 - 14:04 | |
زندگی فرصت بس کوتاهیست تا بدانیم که مرگ ؛ آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک... نفس سبزبهاری جاریست |









