تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
4 خرداد 87 - 00:48
ساعت 3 شب بود كه صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار كردی؟مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار كردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارك. پسر از اینكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت... ولی مادر دیگر در این دنیا نبود
12 دی 86 - 12:38
الاهی واااااااااااااااااای واااااااااااااااااااای بهرامم رفت سربازی عیبی نداره جیگر خودم برات کمپوت میارم واااااااااااااای چه سرباز صفری برم........بشم
2 آذر 86 - 06:19
سلام میدونی شبیه کی هستی؟ نیکلاس گیج دانشگاه هم نرفتی نرفتی.... بی کنکور و با کنکور واسه به افسار کشیدنه... امریکا حمله کنه یا نکنه من ناسیونالیسم نمیشم در ضمن طوری به دوربین نگاه میکنی انگار میخوای بعد از اینکه عکاس عکستو برداشت شروع کنی به زدنش...یه خورده soft خدافز
23 شهریور 86 - 00:10
نابینا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت :چه طوری؟ تو که نمی بینی نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم . ماه گفت:چرا؟ نابینا گفت: اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم
19 اسفند 85 - 07:30
ماجرای درویش و شیطان در جهنم درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود . پس از اندك زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می كند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم؟!! از روزی كه این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می كند و... حال سخن درویشی كه به جهنم رفته بود این چنین است: "با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.
29 بهمن 85 - 14:44
سلام خوش تیپ خوش اومدی به کلوب خودت.خیلی خوشحالم که دوستی مثل تو پیدا کردم.مرسی از فعالیتت.مرسی از شرکت در بحثا..مرسی از همه چیز..ایشالا که بهت خوش بگذره.فعلا بای...
__