مرد 30 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل 5 سال و 3 ماه و 27 روز سن کلوبی ، من از اول بوده ام،
معمای منعکس؛
لابلای دلتنگی گیسوانی که دستان رها شده کودکی را
در ازدحام تردید آدمها می فهمید..
و اما ...
سلام مانی جان،دوستان سفارش کردن حتما" سری به پروفایل شما بزنم که ظاهرا" بیجا هم نبوده،به اصطلاح ادبی نویسان کلام شما فاخر است و در آن از واژه ها و جمله های سخیف و سطحی اثری نیست که جای بسی خوشحالیست. من هم لیسانس مدیریت صنعتی هستم و سالهای اخیر را بیشتر به مشاوره و تدریس گذرانده ام اما علاقه و دلمشغولی اصلی من ادبیات و فلسفه است و البته درمورد تحقیق مقایسه ای ادیان هم کارهای کوچکی انجام دادم ... تا حدودی با آثار و افکار هگل، نیچه، شوپنهاور و مارکس آشنائی دارم و شعر نو وکلاسیک از حافظ و مولانا گرفته تا نیما و شاملو و حتی جدیدترها را کم وبیش مرور میکنم ... تسخیر شدگان ،جنایت و مکافات، زوربای یونانی ،مردی که میخندد و بوف کور داستانهای مورد علاقه من هستند و بطور کلی انسانی نماد گرا و آرمانگرا هستم .فیلمهای تاریخی را با علاقه دنبال میکنم حتی از نوع تخیلی آن ...بهر حال روده درازی مرا میبخشید هدف آشنائی بیشتر جهت دوستی و مشارکت در بحثها و تبادل نظر بود . پیشاپیش نوروز را برشما و خانواده محترمتان تبریک گفته و برایتان آرزوی موفقیت و سر فرازی میکنم.
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها و نشانه ها را در ظلمات مان ببیند گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود برای تو و خویش، روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد وزبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوئیم
بی تفاوت, بی هدف, بی آرزو می روم در چاه تاریکی فرو .عاقبت یک شب نفس گوید که: بس وز تپیدن باز میماند نفس. مرغ کوری می گشاید بال خویش می کشد جان مرا دنبال خویش . باد سردی می وزد در باغ یاد !!!برگ خشکی می رود همراه باد.