تبلیغات


__
یادداشت ها
27 دی 1386 ساعت 03:46 قبل از ظهر
الفجر ... و لیال عشر ... به نام خدا ... و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه كان منصورا (سوره اسراء آیه 33) سلام بر تو ای اباعبدالله، و سلام بر جانهای پاكی كه در طواف شمع وجود تو فانی شدند. از من بر تو سلام و درود تا آنگاه كه مرا نفسی می رسد و پس از آن تا آن زمان كه این روز و شب از پی هم روان هستند. و خداوند نخواهد كه این سلام، آخرین وعده گاه دیدار ما باشد.... سلام بر حسین، و سلام بر فرزندان حسین،‌ و سلام بر اصحاب حسین و سلام بر خاندان حسین.... و الیل اذا یغشی ... قسم به شب آنگاه که دامان خود می گسترد ... آنگاه که شب دامان خود را می گسترد، خورشید را بگو که هنگامه دمیدن است. شبهای تار امت رسول خدا، پس از شهادت امیرمومنان سلام الله علیه و تحمیل صلح ناخواسته به فرزند برومندش امام حسن مجتبی علیه السلام بر امت اسلام دامن گسترد. غفلت مسلمین و کوتاهی نخبگان و حیله کافران، سایه شبی به بلندای 20 سال بر امت اسلام گسترده کرد. و آنگاه که با مرگ معاویه، این شب تیره به پایان خود رسید، خورشید را عزم دمیدن بود. و النهار اذا تجلی ... و قسم به صبح آنگاه دمیدن آغاز کند... دمیدن خورشید را دیده ای؟ آنگاه که اول بار، شعاعی از نور را بر پهنه آسمان راون می سازد. بیداران و هشیاران عالم را اذان بیداری سر می دهد که قامت عشق ساز کنند و دلها را همراه قافله نور رهسپار کنند. اذان عشق، ندای حسین است "اما من مغیث یغیثنا لوجه الله" ... " اما من ذاب یذب عن حرم رسول الله" ... که تا ابد عالم و آدم را به سوی خویش خوانده است. و پس آنگاه، دامان شب را دیده ای که به سرخی خون می نشیند؟ چیرگی بر هر شبی، خون می خواهد و سزوارترین بر نثار خون، خورشید حقیقت است که با اولین پرتوهای نور، می دمد، اذان عشق سر می دهد و دلهای هشیاران و بیداران عالم را به خویش می خواند. و آنگاه دامان سیاه شب را به خون می نشاند... یا حسین... اولین نگارنده این معنا، خداوند متعال است آنگاه که فرمود: "... و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه كان منصورا (سوره اسراء آیه 33) (این آیه مستقیما اشاره به شهادت سیدالشهدا و انتقام خون توسط حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیهم دارد. لقب منصور که القاب حضرت بقیة الله سلام الله علیه است از این آیه شریف برداشته شده است.) و آنگاه که خنجر کین بر گلوی حسین نشست، ملک و ملکوت به ناله در آمد که: این به خون خضاب کرده، حسین است، فرزند برگزیده تو و پسر دخت نبی... و خداوند متعال زخم دل ملکوتیان را به مرهم وجود منتقم این خون به ناحق ریخته تسکین داد... آن زمان که کاروان اسرای کربلا، از میان پیکرهای مطهر و غرق به خون شهدا عبور داده می شد، اندوهی سخت قلب دخت امیر مومنان و قافله سالار این کاروان را در خود فشرد. امام زمانش، زین العابدین او را مژده داد که این سرزمین، به برکت این خون به ناحق ریخته، روزگاری صحن و سرایی بی مثال خواهد و هر پناه جوی حقیقتی، تا دمیدن صبح صادق و فرج آل محمد علیهم السلام از این بارگاه ملکوتی، راه آسمان را خواهد جست. تا آنزمان که خورشید حقیقت به تمامی طلوع کند و ذره ذره این سیاهی ها و سیاهکاران را در پرتو انوار خویش محو سازد... " جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا" و آنگاه که هنگامه دمیدن صبح صادق فرا رسید، و خورشید حقیقت به تمامی بر اهل زمین رخ نماید، و هنگامه ظهور قائم آل محمد علیهم السلام فرا رسد، زمان پیوند دوباره این دو نور مبارک است... مگر ندیده ای که آفتاب، آن هنگام که با تمام جلال و شکوه خویش طلوع می کند، تمامی آسمان را ردی از خون شفق در خود گرفته است؟ این خون حسین است که همه خونها را به جوش می آورد و زمینه ساز ظهور خواهد بود. اینگونه است که بر لبان مبارک یاران خورشید در هنگامه ظهور این کلام خواهد روئید.... " یا لثارات الحسین" مهر تابان وجود بقیة الله از مشرق به خون آغشته حسین، طلوع خواهد نمود. روز به تمامی، تجلی خود را نمایان می سازد تا آنگاه که لایق جاری شدن قسم خداوند متعال خواهد شد... والنهار اذا تجلی ... خورشید وجود آخرین ذخیره آل محمد علهیم السلام بر تمامی عالم و آدم تابیدن خواهد گرفت. حق به تمامی خود را آشکار خواهد ساخت و دیگر نشانی از باطل نخواهی یافت... و پس آنگاه، اول امامی که از آل محمد رجعت خواهد نمود، سیدالشهداست و هم اوست که وظیفه غسل و کفن پیکر فرزند برومندش حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیهما را به انجام خواهد رساند و بر او اقامه نماز خواهد کرد. حقیقت این عالم ، عرصه ای است میان این دو طلوع. از طلوع خون رنگ حسین، اذان خون و قامت عشق، صلای بیداران و هشیاران که آنان را به خویش می خواند، تا طلوع دیگر بار خورشید وجود منتقم خون حسین. حقیقت، با فجر خون رنگ حسین آغاز می شود و منزل به منزل می رود تا به تجلی خورشید قائم آل محمد رسد... والفجر و لیال عشر... ایام عزای سید الشهدا سلام الله علیه بر شما تشنه کامان زلال معرفت محمدی تسلیت باد. التماس دعای خیر .... شب چراغ
7 دی 1385 ساعت 19:45 بعد از ظهر
تولدت مبارک .
12 مهر 1385 ساعت 03:17 قبل از ظهر
اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن علمی اُستادی دارم بهتر از ماه منیر دوستانی همه چون من مغرور و اتاقی که همین نزدیکی است پشت آن کوه بلند ********* اهل دانشگاهم پیشه ام کپ زدن است گاه گاهی هم می نویسم تکلیف می سپارم به شما تا به یک نمره ی بیست که در آن زندانی ست دلتان تازه شود چه خیالی، چه خیالی، می دانم کپ زدن بیهوده ست دانشم کم عمق است....
10 مهر 1385 ساعت 23:28 بعد از ظهر
سلام: راستی راستی قلم زیبا هم نعمتیه ها!!!! قدرش رو بدون.................
__