تبلیغات


__
یادداشت ها
14 مرداد 1387 ساعت 18:39 بعد از ظهر
چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! تولد مبارک
4 خرداد 1387 ساعت 14:50 بعد از ظهر
اگر ناگزیر بودم که بگویم چرا دوستش داشتم پاسخ را به گمانم تنها این می گفتم که زیرا او او بود و من من بودم....!!
6 آذر 1386 ساعت 11:35 قبل از ظهر
هر کسی دوتاست و خدا یکی بود و یکی چگونه می توانست باشد هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور اما کسی نداشت و خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند زمین را گسترد و آسمانها را برکشید و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود و با نبودن چگونه توانستن بود و خدا بود و با او عدم بود و عدم گوش نداشت حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم و حرفهایی است برای نگفتن حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت درونش از آنها سرشار بود و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد و خدا بود و عدم جز خدا هیچ نبود در نبودن ، نتوانستن بود با نبودن نتوان بودن و خدا تنها بود هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت . دکتر علی شریعتی
9 آبان 1386 ساعت 13:39 بعد از ظهر
عزیزم امشب میخوام طی یک عملیات شهادت طلبانه . . . . . . . . . . فدات شم
2 آبان 1386 ساعت 14:36 بعد از ظهر
"آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم
17 مهر 1386 ساعت 12:13 بعد از ظهر
...........|""""""""""""""""""""""""|\|_ ...........|..........*تولدت*......|||"|""\___ ...........|_________lمبارك __ _ |||_|___|) ...........!(@)'(@)""""**!(@)(@)***!(@)''
__