تبلیغات


__
یادداشت ها
8 مهر 1387 ساعت 09:06 قبل از ظهر
امشب قصه دل مرا گوش میکنی فردا مرا چو قصه فراموش میکنی دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت ای ماه با که دست در آغوش میکنی ؟ در ساغر تو چیست که با جرعه نخست هشیار و مست را همه مدهوش میکنی آرزومند آرزوهای سبزت
26 شهریور 1387 ساعت 15:05 بعد از ظهر
دختر درون شب رها گل می فروشد «خانم!بیا.آقا!شما»گل می فروشد تا پاسی از شب بیدریغ وبی توقف در ازدحامی سایه ساگل می فروشد هرگز نپرسید از خودش باتیغ صد چشم چشمان پاك او چرا گل می فروشد شاید برای اینكه دیگر مرد خانه است از كودكی هایش جدا گل می فروشد دیگر برایش روز وشب فرقی ندارد وقتی كنار غصه ها گل می فروشد امشب هوا سرد است او د رحبس بوران تا انتهای ماجرا گل می فروشد فردا تن بی جان او بر دست كوچه بایاد او حالا خدا گل می فروشد .... در شهر دیگر دختری با نام نرگس در فقر كوچه بی صدا گل می فروشد...
26 شهریور 1387 ساعت 11:59 قبل از ظهر
سلام. به این دنیا خوش اومدید. تولدتون مبارك. آرزو می كنم سالهای سال با دلی خوش، تنی سالم و لبی خندون در كنار همه كسانی كه دوستشان دارید زندگی كنید
26 شهریور 1387 ساعت 10:34 قبل از ظهر
سلام پرستو خانم روز میلادتون مبارک باشه انشا ا.. 10000000000000 ساله بشی و همیشه دوست داشتنی بمونی یا حق
26 شهریور 1387 ساعت 03:30 قبل از ظهر
لبخند زدی و آسمان آبی شد شبهای قشنگ با تو مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد ..... پرستو جان تولدت مبارک بهترین ها رو واست آرزو دارم
26 شهریور 1387 ساعت 02:04 قبل از ظهر
تولدت مبارك .......روز و شب تولدت از خدا یك آرزو كن و نتیجش رو در آینده به من خبر بده با تشكر : پدرام محمودی
__