userinfo close

پیام های کوتاه

احمد احمدیان امیری , xfvsjhk
سلام کجایی ؟
2 هفته پیش
   
آریا الماسی , almas1349
سلام
4 ماه پیش
   
آرتم نوراویان , artemn
با سلام و تشکر از پذیرفتن درخواست دوستی..
1 سال پیش
   
دختر رز  , gholestan
خوشحالم که کلوپو فراموش نکردی ملکه جونم
1 سال پیش
   
سلمان صبا , salmansaba
http://www.faraerfan.com/cat-blog/962
1 سال پیش
   
خدایا!خورشید را به من قر ض میدهی؟از تو كه پنهان نیست،سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است!  

ملکه ء آبهای سرد یخی

the_sea_princess

زن 33 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
6 سال و 4 ماه و 25 روز سن کلوبی ،
.....من پریه کوچک غمگینی را می شناسم....که در اقیانوسی مسکن دارد*و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام.*پریه کو...
 

یادداشت ها

محمد فلاح , mhfy
محمد فلاح - 20:51 1389/10/28
سلام خیلی ممنون بجمع دوستام خوش اومدی امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم
محمد فلاح , mhfy
محمد فلاح - 13:03 1389/10/27
سلام خیلی ممنون به جمع دوستام خوش اومدی امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم
آریا ایرانی , paniranist
آریا ایرانی - 12:55 1389/10/3
هان ... خورشید مرا ویران مکن نور امید مرا ویران مکن سروها را ریشه کن کردی دریغ سایه ی بید مرا ویران مکن بر درفشی که ز پای انداختی شیر و خورشید مرا ویران مکن نقشه می بوسم بجای خاک خویش بوسه ی عید مرا ویران مکن من به دیداری خوشم از راه دور دولت دید مرا ویران مکن آب بر گور نیاکانم مبند کاخ جاوید مرا ویران مکن آبروی آب را این سان مریز مهر و ناهید مرا ویران مکن بشکن این سد هراس انگیز را تخت جمشید مرا ویران مکن
رضا رضوی , rezaa201
رضا رضوی - 07:09 1389/08/4
سلام بر همه زنان مومن وپرهیز كار وپارسا وسلام بر شما التماس دعا
سهیل          , soheilnazerifar
سهیل - 19:38 1389/07/28
سلام ، میخواستم بدونم که آیا شما روانپزشک هستین یا درسشو خوندین؟؟؟ آخه من یه مشکلی داشتم ممنونم میشم اگه کسی رو میشناسید که در این زمینه سر رشته ای داره بتونه کمکم کنه، از لطفتون ممنونم
سعادت لاریجانی , falkoon
سعادت لاریجانی - 08:33 1389/07/24
به گزارش آخرین نیوز به نقل از مشرق، کانون گفتگوی قرآنی نوشت: یک وقتی ما( حاج آقا قرائتی) در ستاد نماز نوشتیم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت. نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است. گفت در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب باید بخوانی، حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت برویم به راننده بگوییم نگه‌دار، گفت راننده بخاطر یک بچه دختر نگه نمی‌دارد، گفت التماسش می‌کنیم، گفت نگه نمی‌دارد، گفت تو به او بگو، گفت گفتم نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، دختر گفت که آقاجان می‌شود امروز شما دخالت نکنی؟ امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم، گفت خوب هر غلطی می‌خواهی بکن. می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد، زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون، دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو، شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت، قرآن یک آیه دارد می‌گوید کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها می‌گذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین‌کاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/96 یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها می‌گذاریم. شاگرد شوفر نگاه کرد دید دختر وسط اتوبوس نشسته دارد وضو می‌گیرد، گفت دختر چه می‌کنی؟ گفت آقا من وضو می‌گیرم ولی سعی می‌کنم آب به اتوبوس نچکد، می‌خواهم روی صندلی نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک خورده نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت عباس آقا، راننده، ببین این دارد وضو می‌گیرد، راننده هم همین‌طور که جاده را می‌دید در آینه هم دختر را می‌دید، هی جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، مهر دختر در دل راننده هم نشست، گفت دختر عزیزم می‌خواهی نماز بخوانی؟ من می‌ایستم، ماشین را کشید کنار گفت نماز بخوان آقاجان، آفرین، چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه می‌گویی وایسا او برای یک سیخ کباب می‌ایستد، برای نماز جامعه نمی‌ایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست. دختر می‌گفت وقتی اتوبوس ایستاد من پیاده شدم و شروع کردم الله اکبر، یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاه کردند او گفت من هم نخواندم، من هم نخواندم، او گفت ببین چه دختر باهمتی، چه غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت حجت است، خواهند گفت این دختر اراده کرد ماشین ایستاد، می‌گفت یکی یکی آنهایی هم که نخوانده بودند ایستادند، گفت یک مرتبه دیدم پشت سرم یک مشت دارند نماز می‌خوانند. گفت شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد، منِ بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.