تبلیغات


__
یادداشت ها
1 تیر 1386 ساعت 08:08 قبل از ظهر
یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نیست ،یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ،یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،یادم باشد سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاهمی رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد !یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود ،یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...و یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم !
10 اسفند 1385 ساعت 02:04 قبل از ظهر
لـبخنـد زدی و آسـمـان آبـی شـد شبهای قشنگ مهر مهتابی شد پـــروانــه پـــس از تـولـد زیـبـایــت تا آخر عـمـر غـرق بی تـابی شـد --- --- --- --- --- سلام و تولدتون مبارك :) امیدورام سالیان سال، شاد و خوش و خرم زنده باشین؛ كه هر سال تولدتون رو بهتون تبریك بگم :)
21 بهمن 1385 ساعت 20:57 بعد از ظهر
با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمان همه رفتند ازین خانه ، خدا را تو بمان من بی برگ خزان دیده ، دگر رفتنی ام تو همه بار و بری ، تازه بهارا تو بمان داغ و درد است همه نــــــــــقش و نگار دل من بنگر این نقش به خون شسته ، نگارا تو بمان زین بیابان گــــــــذری نیست سواران را ، لیک دل ما خـــــوش به فریبی است ، غبارا تو بمان هر دم از حلقه ی عشاق ، پریشانی رفت به سر زلف بتان ، سلسله دارا تو بمان شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم پدرا ، یارا ، اندوهگسارا تو بمان سایه در پای تو چون موج چه خوش زارگریست که سر سبز تو خوش باشد ، کنارا تو بما
16 دی 1385 ساعت 02:43 قبل از ظهر
j'aime aimer et moi j'aime etre aimer
__