یادداشت ها18 آبان 1386 ساعت 04:29 قبل از ظهر | |
نتونستم وقتی سراغ شما میام نرم و آهسته بیام ....
پس حتما ترک بر میدارد چینی تنهایی تو ...
تصویرتو عوض کن / بوی مرگ میده و عطر کافور ... |
5 آبان 1386 ساعت 14:18 بعد از ظهر | |
هیس !آهسته ((روز))خوابیده ست
حرف کم گو که می شود بیدار
پای آهسته تر گذار به راه
نرم تر پای از زمین بر دار
......
هیس! آهسته خواب او سبک است
می جهد از صدای بال مگس
سعی می کن که سگ صدا نکند
پاس می دارد تا نجنبد کس
سعی کن ناله کم کند بیمار
یا اگر می کند بگو که
-
یواش
گرچه دردت شدید می باشد
خفته عفریت روز ساکت باش
نرم تر ناله کن که گر بجهد
عالمی را ز خشم سازد دور
گر جهان یک سره تباه شود
غضب اش را دوا نخواهد بود. |
4 آبان 1386 ساعت 13:32 بعد از ظهر | |
سلام لطفا پذیرا شوید
|
8 مهر 1386 ساعت 09:20 قبل از ظهر | |
یه دروغ ساده
شـب مهتابه وچشمام بازم از یاد تو خیسه
دیگه عادت شده با بغض واسه ی تو می نویسه
كاش می فهمیدی كه قلبم خونه ی آرزوهات بود
یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود
آسمون و ماه نُقرَش با یه عالمه ستاره
شاهدن كه این بریدن دیگه برگشتی نداره
رفتی بی اون كه بدونی دل من مال خودت بود
حال بغضای شبونم به خدا حال خودت بود
سهم چشمای تو بودن توی دنیا هر چی داشتم
واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم
یه دروغ ساده امّا قصه ی ما رو بهم زد
سرنوشتمونو آخر با جدا شدن رقم زد
تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه ی دردم
سخته امّا باورش كن من دیگه بر نمی گردم
امّا یادت باشه حرفا مث گوله های بَرفن
خیلیها قربونی یای بی گناه دو تا حرفن
تو ترانه های شرجیم می درخشی تو همیشه
امّا من هر كاری كردم كه ببخشمت نمیشه...
|
27 شهریور 1386 ساعت 10:02 قبل از ظهر | |
azizam tavalodet mobarak...chon 28 nemitonestam tabrik begam ye roz zodtar goftam sharmande |








