تبلیغات


__
یادداشت ها
17 خرداد 1387 ساعت 09:14 قبل از ظهر
گله از دست تو دارم تو که پرمعنایی ......... تو که در قافیه و وزن غزل پیدایی ............. روزگاری که در آن ثانیه ها می رویند ........... تو در آن ثانیه ها لحظه پابرجایی ................ یک شب از دایره دست چپم می گفتی ............ ای که از قافله سرخ شب یلدایی ............... من از آن زاویه در دو غمت می رنجم ................. و تو در شرق نگاهم نفس فردایی .... .
16 خرداد 1387 ساعت 06:47 قبل از ظهر
جریانی دارم در تو,............. چون در شیار.......... _بذر.............. تو مرا می رویانی ................... و من تو را به سبزی تن می پوشانم!............
29 اسفند 1386 ساعت 18:56 بعد از ظهر
با تو قطره زود دریا میشود... هر طلسم بسته ای وا میشود... غنچه های بسته باغ غزل... با نگاه تو شكوفا میشود... از وجود بركت چشمان توست.. شعر شاعرها كه زیبا میشود... مطمئنم مثل سعدی در غزل.... چشم تو ورد زبانها میشود... بی تو باور كن كه حتی بی دلیل... بین من با عشق دعوا میشود... بی تو باور كن كه تا پایان عمر.... شاعر چشم تو تنها میشود... چشم او قسمت نبود آقای دل.... كم كم این درخواست رؤیا میشود... زندگی كردن بدون چشم تو..... مثل حل یك معما میشود... خاطراتت،رنگ چشمت،آن نگاه... شاعر این شعر معنا میشود...
16 آبان 1386 ساعت 00:42 قبل از ظهر
با سرگیجه ای برای شناختِ آیینِ آشنای تو روی بامهای جهان، می چرخم. در سینه ام کبوترانِ سپیدِ نامه بریست که برای یافتنِ چشمه های روشن و پاکی؛ که تو پیشکشِ همگان کرده ای پرواز می کنند. سپیده روی دستانِ ململی ات بیدار می شود
9 آبان 1386 ساعت 09:34 قبل از ظهر
سلام . درگذشت شاعر انقلاب دکتر قیصر امین پور را به جامعه ایرانی و ادبی تسلیت می گویم . بروزم با شعری از آن بزرگوار . بیا و یادش گرامی بدار در ستون تسلیت‌ها نامی از ما یادگاری قیصر رفت خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری لحظه‌های كاغذی را روز و شب تكرار كردن خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری آفتاب زرد و غمگین، پله‌های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری با نگاهی سرشكسته، چشمهایی پینه‌بسته خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری صندلیهای خمیده، میزهای صف‌كشیده خنده‌های لب پریده، گریه‌های اختیاری عصر جدولهای خالی، پاركهای این حوالی پرسه‌های بی‌خیالی، صندلیهای خماری سرنوشت روزها را روی هم سنجاق كردم شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری روی میز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث: در ستون تسلیت‌ها نامی از ما یادگاری
23 شهریور 1386 ساعت 03:31 قبل از ظهر
تحمل كن عزیز دل شكسته تحمل كن به پای شمع خاموش تحمل كن كنار گریه من به یاد دلخوشیهای فراموش جهان كوچك من از تو زیباست هنوز از عطر لبخند تو سرمست واسه تكرار اسم ساده تو ست صدایی از منه عاشق اگر هست
__