تبلیغات


__
یادداشت ها
28 اردیبهشت 1386 ساعت 21:08 بعد از ظهر
happy birthday.
9 آذر 1385 ساعت 03:00 قبل از ظهر
می خواهم بنویسم از تنفر ، از سیاهی ، از شکست ، از ناامیدی ، از زیبایی هایی که هرگز نیافته ام ، از امید هایی که هرگز نداشته ام ، از عشقی که هیچگاه حس نکرده ام. شکایت دارم.... از این زندگی شکایت دارم ، از این مردمان حیوان صفت شکایت دارم ، از او که سر چشمه ی عدالت است شکایت دارم ، انگاه که نفرت را با تمام وجود حس می کنم ، انگاه که زجه های کودکی بیگناه را می شنوم ، انگاه که خون انسانی پاک ریخته می شود ، انگاه که در اینه به پلیدی های وجودم می نگرم ، انگاه که پول را مظهر خوشبختی و فقیران را محکوم به مرگ می بینم ؛ انگاهست که شکایت دارم. ایا کسی صدای فریاد هایم را می شنود؟ ایا کسی درک می کند که به کدامین مرحله از این زندگی رعب انگیز رسیده ام؟ ایا فقط من جز پلیدی چیزی نمی بینم یا در این دنیا چیزی جز زشتی و تباهی وجود ندارد؟ خسته ام... خسته از این بی هدف زنده بودن ، خسته از این بیهودگی ، خسته از انکه نمی توانم برای کسی مفید باشم ، خسته از این ترس ، ترس از پایان دادن به این زندگی نفرین شده. بوی عطر گلها را حس نمی کنم ، بوی تعفن است بویی که سر تا سر این قبرستان را پر کرده ، صدای زیبای چه چه بلبلان را نمی شنوم ؛ زیرا صدای ناله و آه و اشک و التماس است ، صدایی که شنوایی را از من ستانده. زیبایی ها را نمی بینم ، زیرا چشمانم در این مواقع نابینا هستند. پس به چه چیز عشق بورزم و به چه امیدی زنده باشم؟ ایا باید در انتظار ناجی ای بزرگ بود که بیاید و دنیا را دگرگون سازد ، یا اینکه این افکار چیزی جز خیال بافی های یک مغز معیوب نیست؟ ایا باید تغییرات اطرافم را بپذیرم و با انها سازگار شوم ، یا اینکه باید برخیزم و بر علیه انها اوای اعتراض سر دهم؟ ایا روزی خواهد رسید که از این فلاکت نجات یابم ؛ ایا باید با دستان خود این روز زا زقم بزنم ، یا اینکه تا ان روز در انتظار باشم؟ در دنیایی که همه چیز غلط است ، خوب بودن هم غلط است ، دین دار بودن هم غلط است ، نیکوکار بودن هم غلط است ؛ پس بیایید خود را با جهان اطرافمان سازگار سازیم. بیایید شیطان بزرگ را حمد گوییم و منبآ نابودی را بستاییم ، تا شاید به کمک او بتوانیم از شر این دنیای پوچ و تاریک خلاص شویم. دنیا در ارامش نیست ؛ پس در ارامش نشستن و دست به قلم بردن هم سودی ندارد و چیزی را تغییر نمی دهد. باید به پا خاست و جنگید ، پس به پا خیزید و بجنگید. بدرود... ashkanmetal
2 شهریور 1385 ساعت 07:57 قبل از ظهر
behtarin doost ie marde vagheyie kheili mahe kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
31 اردیبهشت 1385 ساعت 20:02 بعد از ظهر
سلام عزیز اگه دوست داشته باشید خوشحال میشم که در کلوب انسان کامل عضو شوید بی صبرانه منتظریم درضمن بحث این ماه کلوب خودتان در مورد (نیمه گمشده شما چیست)؟ آدرس: http://www.cloob.com/club.php?id=20814 دوستدارشما شاهین
11 فروردین 1385 ساعت 21:43 بعد از ظهر
سلام دوست عزیز اگه دنبال یه كلوب خوب م یگردی كه اعضاش مثل خودت گل باشن كلوب ما یكی از این كلوب هاست و اعضای فعالی داره خوشحال میشیم تا شما هم توی این گروه با ما باشی تا افتخار اینو كه دوست خوبی مثل شما در كنار ماست رو داشته باشیم این ادرس كلوب ماست منتظر دیدنت تو اونجا هستیم http://www.cloob.com/club.php?id=16180 موفق باشی
__