2 مرداد 1387 ساعت 10:27 قبل از ظهر | |
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك*****
*****تولدت مبارك***** |
20 تیر 1387 ساعت 15:14 بعد از ظهر | |
لیلة الرغائب
گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(ص) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.
|
9 اسفند 1386 ساعت 01:41 قبل از ظهر | |
سجَادجان داشتم توصیفنامههات رو میخوندم، با یکیشون، که در تاریخ دهم خرداد هشتاد و پنج توسَط شخصی به نام عبَاس نوشته شده بود خیلی حال کردم؛ کلَی خندیدم، حسابی ازش تشکَر کن!!! |
5 مهر 1386 ساعت 09:28 قبل از ظهر | |
سلام .......
دوست من این شعر رو ارباب تو ظرف معرفتم ریخته اگه اشكال داشت از منه امیدوارم این هدیه رو دراین عید بزرگ ازم قبول و برای دل سیاهم دعا كنین.....
........................................................
خدا می داند این دل غرق غوغاست
دلم وابسته عشقی هویداست
نفس در سینه ام زندانی اوست
چو پروانه سرم قربانی اوست
سراپای وجودم مست ارباب
به صحرای عطشناكم بود آب
من از روز ازل در یاد اویم
ز جام سبز او تر شد گلویم
شدم مست می پیمانه او
گدایی می كنم از خانه او
غلامی از غلامانش من هستم
به دامانش بود یك عمر دستم
به روز نیمه ماه خدایی
كنم خود را محیای گدایی
دلم در خانه مولی الموالی
به دستش كاسه ای خالی خالی
بود سرخوش كه امشب دست حیدر
دهد عیدی بر او از خم كوثر
دهد عیدی به دل در وقت افطار
كند او را غلام كوی دلدار
صدای عشق می آمد به گوشش
پرید از سر حواس و فكر و هوشش
خدا را شكر مهمان علی یم
بلا گردان طفلان علی یم
دلم را یك گلستان یاسمن كرد
وجودم را فدایی حسن كرد
حسن گفتم دلم آباد گردید
ز بند بی كسی آزاد گردید
سرود عشق جاری شد به لبهام
ز صهبای حسن می ریخت در كام
چو از جامش حسن داده شرابم
كنار از دیده ها رفته حجابم
همه پیغمبران دیدم كه مدهوش
به سجده اوفتاده حلقه بر گوش
صدا می آمد آنجا از خداوند
دل من را حسن بنموده در بند
اگرچه خالق این كودك هستم
دلم از دیدنش رفته ز دستم
من و عشاق او همدرد هستیم
كه بند دل به قنداقش ببستیم
از این گفتار خود باكی ندارم
حسن را از ته دل دوست دارم
هر آنكه عاشقش پیوسته باشد
خدایی توشه اش را بسته باشد |
2 مهر 1386 ساعت 17:12 بعد از ظهر | |
حكمت 126شگفتى ضد ارزش ها (اخلاقى،اجتماعى،اعتقادى)وَ قَالَ [علیه السلام] عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ یَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِى مِنْهُ هَرَبَ وَ یَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِى إِیَّاهُ طَلَبَ فَیَعِیشُ فِى الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِى الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِیَاءِ وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِى كَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ یَكُونُ غَداً جِیفَةً وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِى اللَّهِ وَ هُوَ یَرَى خَلْقَ اللَّهِ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَى الْمَوْتَى وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ یَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى وَ عَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَ تَارِكٍ دَارَ الْبَقَاءِ .
درود خدا بر او ، فرمود : در شگفتم از بخیل : به سوى فقرى مى شتابد كه از آن مى گریزد ، و سرمایه اى را از دست مى دهد كه براى آن تلاش مى كند در دنیا چون تهیدستان زندگى مى كند ، اما در آخرت چون سرمایه داران محاكمه مى شود . و در شگفتم از متكبرى كه دیروز نطفه اى بی ارزش ، و فردا مردارى گندیده خواهد بود ؛ و در شگفتم از آن كس كه آفرینش پدیده ها را مى نگرد و در وجود خدا تردید دارد! و در شگفتم از آن كس كه مردگان را مى بیند و مرگ را از یاد برده است ، و در شگفتم از آن كس كه پیدایش دوباره را انكار مى كند در حالى كه پیدایش آغازین را مى نگرد و در شگفتم از آن كس كه خانه نابودشدنى ، را آباد مى كند اما جایگاه همیشگى را از یاد برده است.
.
..
Ali(a): I wonder at the mentality of a miser, fearing poverty he takes to stinginess and thus hastily pushes himself head- long into a state of want and destitution, he madly desires plenty and ease, but throws it away without understand- ing. In this world he, of his own free will, leads the life of a a beggar and in the next world he will have to submit an account like the rich.
I wonder at the arrogance of a haughty and vain person. Yesterday he was only a drop of semen and tomorrow he will turn into a corpse. I wonder at the man who observes the Universe created by Allah and doubts His Being and Existence. I wonder at the man who sees people dying around him and yet he has forgotten his end. I wonder at the man who understands the marvel of genesis of creation and refuses to accept that he will be brought back to life again. I wonder at the man who takes great pains to decorate and to make comfortable this mortal habitat and totally forgets his permanent abode
|
18 شهریور 1386 ساعت 18:39 بعد از ظهر | |
زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است. سلامت تن زیباست، اما پرندهی عشق، تن را قفسی میبیند كه در باغ نهاده باشند. و مگر نه آنكه گردنها را باریك آفریدهاند تا در مقتل كربلای عشق آسانتر بریده شوند؟ و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدی ازلی ستاندهاند كه حسین ع را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد؟ و مگر نه آنكه خانهی تن راه فرسودگی میپیماید تا خانهی روح آباد شود؟ و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینهی سرگردان آسمانی، كه كرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند؟ و مگر از درون این خاك اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز كرمهایی فربه و تنپرور بر میآید؟ پس اگر مقصد را نه اینجا، در زیر این سقفهای دلتنگ و در پس این پنجرههای كوچك كه به كوچههایی بنبست باز میشوند نمیتوان جست، بهتر آنكه پرندهی روح دل در قفس نبندد. پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر. پرستویی كه مقصد را در كوچ میبیند، از ویرانی لانهاش نمیهراسد. |











