تبلیغات


__
یادداشت ها
3 اسفند 1386 ساعت 01:30 قبل از ظهر
می‌بنیم كه سرت خیلی گرمه و دیگه اینطرفا پیدات نیستو نمیای بگی مروارید پاشو بیا خونمون؟!‌هان هان؟؟!!!
2 بهمن 1386 ساعت 00:05 قبل از ظهر
سلام بچه دیدی بلدم دیگه روتو زیاد نكنیا ؟
15 دی 1386 ساعت 00:51 قبل از ظهر
نزدیك تر بیا ای یار نزدیك تر بیا مگذار دست زمستان میان ما فاصله اندازد كنار من بنشین نزدیك دلم... چرا كه آتش تنها میوه ی زمستان است با من سخن بگو از شكوه دلت كه این، از تمام جهان شكوهمندتر است... سلام دوست گل و مهربونم. امیدوارم كه خوب و خوش باشی به لطافت برفای سفیده نازی كه الان داره آروم آروم میشینه پشت پنجره اتاقت. امیدوارم كه هنوز من رو به یاد داشته باشی... یه كم فكر كن ... یه كم به گذشته برگرد... درسته ، من دنیا هستم مدیر كلوب خونه ما كه شما توش عضوی و شاید یه مدت توش فعالیت هم داشتی و بحثاش رو پی گیری می كردی. یه مدت به علت مشغله كاری من زیاد به كلوبم نرسیدم و انگاری تو این فرصت ننه سرما هم بی كار ننشست و حسابی سرماش رو ریخت تو خونه ما... اما من تصمیم گرفتم كه دوباره ازت دعوت كنم تا بیای و تو بحثامون شركن كنی و همه با هم دوباره با گرمای دلمون و دستامون و با محبتهامون به هم اینجا رو گرم كنیم. پس منتظرت هستم. اینم لینكش كه بیای و یه سری به خونه من بزنی و خوشحالم كنی. منتظرم..... http://www.cloob.com/clubname/khooneyema اگه دوست داشتی امتیاز هم دادی، خوشحالم میكنی
16 آذر 1386 ساعت 10:43 قبل از ظهر
mer30 azizammmmmm
2 آذر 1386 ساعت 21:27 بعد از ظهر
تولد، تولد، تولدت مبارک، مبارک... مبارک... تولدت مبارک بیا شمعها رو فوت کن تا 100 سال زنده باشی!!!!
2 آذر 1386 ساعت 21:14 بعد از ظهر
عزیزمی تولدت مبارك. امیدوارم همیشه شاد باشی و موفق و هر سالتپربار تر از سال قبلت. با هزارتا بوس،بازم تولدت مبارك :**********
__