userinfo close

پیام های کوتاه

رسول فرحزادی , rasool_farahzady
فلندران حقیقت به نیم جو نخرند/ قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
1 سال پیش
   
حمید مهرابی , hamidstranger
solsol do solsol do solsoldo do si la si solsol si solsol si solsolla si la si doبه عبارتی تولد تولد تولدت مبارک
1 سال پیش
   
فرهاد  , navayedell
happy brithday
1 سال پیش
   
النا  , shoutofgirls
salam.tavalodetono pishapish tabrik migam.shad o movafagh bashid
1 سال پیش
   
پارسا بیات , parsa1265
یارب مددی كن كه اگر چیزی شكستم دل نباشد
2 سال پیش
   
اگر مایه زندگی بندگی است، دو صد بار مردن به از زندگی است

هادی سپهری

sepehrimusic

مرد 35 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
7 سال و 23 روز سن کلوبی ،
هادی سپهری فارغ التحصیل رشته موسیقی ایرانی در مقطع كارشناسی، در سال 1356 در شهر تهران متولد شد.
 

یادداشت ها

اسماعیل شهرودی , khazan7
اسماعیل شهرودی - 23:22 1389/04/27
الهی به جان خراباتیان * کز این تهمت هستییم وارهان/ به خم خانه وحدتم راه ده* دل زنده و جان اگاه ده/ خدارا ز می خانه گر اگهی* به مخور بیچاره بنما رهی/ که از کثرت خلق تنگ امدم* به هر سو شدم سر به سنگ امدم/
آرش کمانگیر , arash0711
آرش کمانگیر - 21:13 1388/07/23
hadi jan salam az faryadet hal kardam
امیر حداد , sazagel
امیر حداد - 13:37 1388/02/24
doğum günüz qutlu olsun hərzaman xoş yaşa
سیامک خیّر , playerdaf
سیامک خیّر - 20:11 1388/02/18
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...
امید صدرزاده خوئی , omidsadrzadeh
به نظر من یه خونه هر جایی می تونه باشه ..... شاید حتی می تونه توی قطعه ی هنر مندان باشه. ولی به نظر من ، یعنی بهتره بگم ما : یه خونه هر جایی که باشه باید سبز باشه. سبز و همیشه سبز. پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است. و شکوه پرواز او تا هنر زنده است ، زنده خواهد ماند.
حورا برهما ترانه سرا , khodanegahdar
زنی از تاریخ من سراغ دریچه ای بارانی می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد و تنها آرزویش این است که باورش کنند و در پایان قصه ... پشت تمام این دریچه های خیس ، یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ... وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاریخ: زنی از جنس باران ... خیس خیس ... به ا نتظار مردی بود دستفروش... که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت . من ثبت خواهم شد ، "در تاریخ"
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.