تبلیغات


__
یادداشت ها
3 شهریور 1387 ساعت 00:33 قبل از ظهر
salam khanumi tavalodet mobarak ensha'alah salhaye sal dar kenare khanevadeye golet ba shadio moafaqiat zendegi koni va be tamame arezuhaye qashanget beresi ruye maheto az haminja mibusam va behtarina ro vasat arezu daram shad bashi ta abadiat
22 اسفند 1386 ساعت 20:15 بعد از ظهر
!شما دو انتخاب دارید جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: ”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“ هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند چرا؟ برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است. اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟ جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم. می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم. هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم. من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم. من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“ جری گفت ” همینطور است“ ”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است. شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید. شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند. شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید. این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“ چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود. و بعد ؟؟؟ صبح هنگام، او با سه مرد سارق روبرو شد آنها چه می خواستند؟ پول؟؟؟؟ درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد. دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند. خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند. پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبتهای ویژه جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت. من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم. هنگامی که از او پرسیدم که چطور است پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“ من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت جری پاسخ داد، ”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“ ”بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.“ پرسیدم : ”نترسیده بودی“ جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم. من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“ ”می دانستم که باید کاری کنم“ پرسیدم ”چکار کردی“ جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه“ من پاسخ دادم ”بله“ دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند. یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم ” گلوله“ درحالیکه آنها می خندیدند گفتم: من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها. به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند من از او آموختم که هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید. طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست - و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد. بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند. حال شما دو انتخاب دارید: می توانید این پیام را پاک کنید. می توانید آنرا به فرد دیگری بفرستید که به آن توجه کند.
27 شهریور 1386 ساعت 04:49 قبل از ظهر
تا حالا عضو سوراخ موش نشدی؟؟؟؟:-??:-??:-?:x عجله کن تا همین روزا بیشتر وقت نداره ها....:D:D داریم به کمک هم یه کلوب دوست داشتنی تو دنیای مجازی میسازیم...@};-@};- اگر دوست داری کمکون کنی یه سر به کلوب سوراخ موش بزن:x...ضرر که نداره...:x آدرسشم هست...::) http://www.cloob.com/clubname/sorakh_mosh   به امید دیدار....@};-@};-@};-@};-
4 شهریور 1386 ساعت 23:44 بعد از ظهر
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو. احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو. از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم . پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو. باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ، قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو. چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن . حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو. جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد. قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو. سلام دوست عزیز فرا رسیدن روز میلادت را به شما دوست عزیز تبریک عزض می کنم و آرزوی سلامتی و سعادت برای شما دوست عزیز در کنار عزیزانتان را از خداوند می خواهم . . http://www.dadashreza.coo.ir/ کادوی کوچک من به شما گلچینی از آهنگهای تولد که بوسیله خوانندگان خوب کشورمان خوانده شده است و همچنین چند عکس که امیدوارم خوشتان بیاید و بتواند بهانه ای باشد برای شاد کردن دا زیبای شما دوست عزیز http://dadashreza.mihanblog.com/Error.ASPX?aspxerrorpath=/webdefault.aspx http://dl.glitter-graphics.net/pub/4/4675y481wy0olg.gif http://www.wtv-zone.com/ladylioness/hearts/pnk_dove_hrt.gif http://www.lillyofthevalleyva.com/ani-RoseThankYou.gif http://i7.tinypic.com/2q0lnjo.gif http://i10.tinypic.com/30k68pd.gif زندگی را می توان درغنچه ها تفسیر کرد با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کرد زندگی راپر ز احساس کبو تر ها نمود کینه را با نگاه ساده ای زنجیر کرد همچو شبنم چشم را درچشم شقایهاگشود طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد زندگی را می توان در خلوت هر صبحدم با وضوئی با دعایی با خدا تقدیر کرد کاش میشد لحظه ها را قاب کرد روزهای تیره را خواب کرد http://www.dadashreza.mihanblog.com/ در ضمن دعوتتان می كنم در كلوب تناسب اندام شركت كنید و جایزه از سكه طلا تا پول رایج كلوب بگیرید كلوب تناسب اندام اولین كلوبی است كه به تمام اعضایی كه ظرف 2 ماه آغاز به كار كلوب عضو بشوند به همگی جایزه می دهد . پس وقت را از دست ندهید .مرسی http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/Tanasob_Andam/topicid/1283136/wrapper/true این متن بهانه ای بود برای آشنایی بیشتر با شما دوست عزیز آرزویم این است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشی، عاشق آن كه تو را می‌خواهد، و به لبخند تو از خویش رها می‌گردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه كه دلت می‌خواهد! . من مدیر وبلاگ داداش رضا و آبجی شبنم هستم خوشحال می شوم سری به وبلاگ بزنید و اگر مطالبش جالب بود آدرس وبلاگ را به دوستانتان هم بدهید . در ضمن خوشحال می شوم بیشتر با هم آشنا بشویم و در لیست دوستان هم باشیم شاد بودن دل زیبایتان آرزومه دوست عزیز http://www.dadashreza.coo.ir www.dadashreza.mihanblog.com
15 تیر 1386 ساعت 11:20 قبل از ظهر
شب كه دو چشم بسته و دل باز بود زان شب تف دیده كه غم ساز بود از پی چشمان تو دل می دوید چونكه دو چشمان تو پر ناز بود آن شب خونبار كه دل خون شود خانه دل از برت افراز بود زانكه قدمهای تو جان می دهد سحر قدوم تو به لب راز بود
19 خرداد 1386 ساعت 10:14 قبل از ظهر
عكس بارانی من درشب تو پشت آن شیشه مات چه نمایانگر الطاف درون كه تو را گفت بیا روبرویم بنشین وصداكن تو مرا تا كه خیس از پس تو بشتابم
__