7 تیر 1385 ساعت 01:46 قبل از ظهر | |
salam
merr30 az inke mano modir kardi
man ye khahesh daram age mishe baram anjam bedin
man 2ta profile daram va chon ba in profilam adamro sare kar mizaram momkene hack besham be khater hamin age mishe profile 2vom mano be onvane moaven entekhab konid
in profile 2vom va aslim hastesh ke toye clob ham ba esme morteza ozv shodam
http://www.cloob.com/browse.php?id=383017
mamnon misham
bye |
3 خرداد 1385 ساعت 18:39 بعد از ظهر | |
مثل همیشه با رفیق قدیمی که تنهایی نام دارد نشسته ام و به تو می اندیشم به تویی که محتاجم تا صدایم کنی ... به تویی که این زندگی سیاه رنگ و سیاه بخت را به سفیدی و پاکی اوردی ... به تویی که زندگی ام را از منجلاب مرگ بیرون اوردی و طعم خوش عشق را چشاندی اری من به تو محتاجم ... به تویی که سر تا سر این زندگی را مدیون توام ... من به تو محتاجم به تویی که اگر اینک هستم برای وجود توست ... ای عزیز ترینم ای امید اخرینم من به تو محتاجم ... چقدر ناله ی شبانه سر دهم چقدر فریاد زنم که من به تو محتاجم این زندگی مرا عذاب میدهد مرا بی تو در گرداب سختی ها غصه ها می اندازد و من بی تو عشقم زیر این غم و غصه ها مدفون میشوم ای عزیز ترینم ای امید اخرینم من به تو محتاجم ... به تو به عشق ات ... به نصیحت هایت ... به خوبی هایت ... اری من به تو محتاجم ...اری من به تو محتاجم ...محتاج دست های گرم و مهربانت تا در این کویر غربت گم نشوم ... من به تو محتاجم تا سفر به شهر ارزوها کنم من به تو محتاجم تا بفهمم ... زندگی چیست ؟ عشق چیست ؟ محبت چیست ؟ من به تو جز مرگ راهی ندارم ای عزیزم باز برگرد تا دوباره روزهای خوش زندگانی را اغاز کنیم تا دوباره معبودمان برایمان طلوعی عاشقانه سر دهد باز برگرد چون من به تو محتاجم به تویی که سر تا سر این زندگی این تارپود تن همه و همه مدیون توان ... اری من به تو محتاجم... خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ... از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ... خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ... اری پروردگارم از این دنیا خسته ام از ادم هایش از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ... پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ... دیگر دست محبتی در میان مردم نیست دیگر عشقی پاک ومقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ است ... به ظاهر پاک و صادقانه است ... ای خدایم ای معبودم خسته ام ... کو زندگی پاک و مقدسانه ... کو دست عشق و محبت ... کو سفره ی وفا و صداقت ...همه رفته اند و نیرنگ مانده است من خسته ام ...از این همه بی وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این همه ناله و فغان ... خسته ام ... اری ... خسته ام ... از دست خودم خسته ام از دست این زندگی که برایم سیاه بختی اورده است خسته ام ... از عشق که بی وفا گذاشت و رفت خسته ام ... از دست همه خسته ام ... از دست روزگار بی معرفت از دست مردم بی معرفت از دست عشقی بی معرفت خسته ام ... ای خدایم دیگر از زندگی سیرم ... از خودم سیرم ... از دنیا سیرم...ای خدایم گوش کن صدایم ... من خسته ام... کنارم باش ... شاهد لحظه هایم باش... ببین با رفتنت چه دردی میکشم ...ببین دیگر زمونه طلوع عاشقانه ندارد ... ای عزیز دلم ای تنها سنگ صبورم با رفتنت من نیز نابود شده ام اری عزیز دلم من بی تو این زندگی این دنیا را نمیخواهم من تو را میخواهم تویی که پاکی را در نگاه زیبایت میبینم تویی که صداقت را در اعماق وجودت حس میکنم پس نرو ... و تنهایم نگذار این دنیا بی تو زیبایی ندارد این دنیا برایم بی تو پوچ و بی مفهوم است اری عزیز دلم من میخواهم کنارت باشم نه ساعت ها بلکه سالیان دراز میخواهم تو از ان من باشی میخواهم ان قلب پاک و معصوم در زندان دل من باشد عزیزم دوستت دارم باور کن که تو تنها عشق بودی و خواهی ماند ای ستاره ی شب های بی قراری ای تک سوار جاده ی عشق و زندگیم دوستت دارم به ان ایزد یکتا که تو را مرا افرید قسم که دوستت دارم بمان ... اری بمان شاهد لحظه هایم باش شاهد لحظه هایی که من بی تو مانند شمع اب میشوم و میسوزم... ای تمام وجودم دوستت دارم به وسعت یه دریای طوفانی دوستت دارم به اندازه تمام دنیایی که پروردگار افریده تو را میپرستم ای عشق مقدسم دوستت دارم دوست داشتم دستانت در دستانم بود تا از عشق تو اب میشدم و در اتش عشقت میسوختم دوست داشتم در کنارت بودم تا در چشمانت خیره میشدم و دوست داشتنم را به زبان می اوردم اری ای عشقم تنها کسم من عاشقم عاشق تو عاشق چشمهایت دل مهربانت تنهایم نگذار ...نگذار با بدی ها زشتی ها نامردی های دنیا اشنا شوم ای عزیزم تنهایم نگذار من به جز تو همدمی ندارم مونس دلی ندارم ای تنها ستاره ی شب های بی کسی ام تو هم مثل من با سختی ها بجنگ برای بهم رسیدن باید جنگید پس تنهایم نگذار تو هم مثل من با خوبی ها بدی ها بجنگ نگذار با نبودنت در این دنیای به ظاهر زیبا غرق شوم نگذار با نبودنت من نیز نابود شوم بگذار با بودنت طعم عشق را بچشم بگذار با بودنت به شهر ارزوها سفر کنم پس بمان و دستانم را در این شهر غریب بی کس نگذار پس بمان و مثل من چشم انتظار پیوند باش...... وقتی نبودی کسی نبود تا به درد دل تنهایم برسد مر همی بر این زخم دل گذارد |
15 اردیبهشت 1385 ساعت 08:01 قبل از ظهر | |
let every day
be a dream
we can touch
let every day
be a love
we can feel
let every day
be a reason
to live beutiful
with the best wishes |
4 اردیبهشت 1385 ساعت 20:23 بعد از ظهر | |
]chera 99.5% az dustat faghat khanuma hasatan ama khoshtip chehrat ham ashnast rasti man pesarama |
3 اردیبهشت 1385 ساعت 03:10 قبل از ظهر | |
زندگی
زندگی خالی است ان را پر کن
زندگی یک مشکل است با ان روبرو شو
زندگی یک معادله است موازنه کن
زندگی یک معما است ان را حل کن
زندگی یک تجربه است ان را مرور کن
زندگی یک مبارزه است قبول کن
زندگی یک کشتی است با ان دریا نوردی کن
زندگی یک سوال است ان را جواب بده
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو
زندگی یک هدیه است ان را دریافت کن
زندگی دعا است ان را مرتب بخوان
زندگی درد است ان را تحمل کن
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی |
- 1
- 2









