یادداشت ها9 بهمن 1386 ساعت 10:11 قبل از ظهر | |
گفتی كه مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم كه كمی صبر كن و گوش به من كن
گفتی باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی كه كمی فكر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
|
9 بهمن 1386 ساعت 10:03 قبل از ظهر | |
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفترشعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد ودهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت : دیگر تمام شد. دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
زیرا شاعری كه بوی آسمان را بشنود، زمین برایش كوچك است
و فرشته ای كه مزه عشق را بچشد، آسمان را دیگر نمی خواهد |
9 بهمن 1386 ساعت 09:59 قبل از ظهر | |
از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنی |
25 آذر 1386 ساعت 01:51 قبل از ظهر | |
salam khoobin? az inke sheer migin khoshhalam man farhad 25 saleh baharan sanandajm
man ye karhai mikonam ke sheer ehtiaj daram ya behtar begam shaaer..albate kurdi age betoonam roo shoma hesab konam khoshhal misham..dar zemn id yahooe man ine...peshmarga_sna inja taze varedam age id yahoo addam koni mamnoon misham
felan bye |







