تبلیغات


__
یادداشت ها
5 خرداد 1387 ساعت 00:39 قبل از ظهر
به نام خدا با عرض سلام و خسته نباشیدخدمت مدیریت محترم مجله و همچنین عرض خسته نباشید خدمت تمامی دست اندر كاران این ماهنامه با ارزش. شاید این ایمیل با تمام ایمیل هایی كه به دستتون رسیده متفاوت باشه شاید هم خیلی زیاد از این ایمیل ها دریافت كرده باشید. به هر صورت می خوام بگم این ایمیل نه تنها یك میل هست بلكه درد دل یك جوون ایرانی و حتی هزاران جوون ایرانی دیگه هست كه با شما افرادی كه در زمینه اتومبیل فعالیت میكنید انجام میگیره.بزارین براتون از اینجا شروع كنم شما حتی میتونید خودتون رو جای من یا دیگر جوونهایی بزارین كه گرفتار این مشكل شدن. شما دارین تو خیابون آروم با ماشینتون رانندگی میكنید،رینگ و لاستیك،سیستم صوتی،تنظیم ارتفاع ماشین،فرمان اسپرت،چراغهاتون رو كه عوض كردید هزینه زیادی براتون داشته واما چون از داشتن این وسائل روی اتومبیلتون لذت میبرید اصلا به پولی كه خرج كردید توجه نمیكنید. ناگهان یك زانتیای سفید رنگ بهتون چراغ میده و شمارو به كنار خیابون هدایت میكنه. با بی ادبی تمام از شما می خواد كه پیاده شین.یك لحظه شما شك میكنید كه شاید مرتكب قتل شدید،اما هرچی فكر میكنید میبینید هیچ خلافی انجام ندادید. خلاصه میخواد كه مداركتون رو نشون بدید،نگاه می كنه،كم وكسری نداره. با بی ادبی تمام میخواد بشینی تو ماشینت و خودشم می شینه كنارت و دستور میده به اولین پاركینگ بری.ازش توضیح می خوای حتی خواهش می كنی اما اون با بی ادیی تمام بازم با تندی میگه به راهت ادامه بده. هیچی نمیگید و وارد پاركینگ می شین ورودی پاركینگ به حدی خرابه كه زیر ماشینتون چند بار گیر میكنه و هر بار كه این اتفاق می افته گویی با چاقو روی قلبتون میكشن. به هر صورت وارد پاركینگ میشین و پیاده میشین. چند تا جوون دیگرو میبینید كه مثل شما وای سادن كنار ماشینهاشون. از یك طرف ماشینهاشون رو میبینید واز سلیقشون در زمینه تیونینگ ماشینهاشون لذت میبریدو از طرف دیگه صورتهای غم زده و ناراحتشون رو مببینید. بعضی هاشون دارن التماس میكنن و حتی تعدادی دارن گریه میكنن. خیلی ناراحت میشین و بغض میكنید.پا رادكس جلوی چشمتون به شدت شما رو میرنجونه! ماشینهای زیبا اما راننده های غمگین و ناراحت. اون افسر بی ادبی كه شمارو به این جهنم آورده میاد به طرف شما و میگه در صندوق عقب رو باز كن.شما باز میكنی.سابهای تو باكس رو كه میبینه خودكارش رو به طرف اونها میبره و با حالت مسخره ای میگه بزنم سوراخشون كنم؟ ازش خواهش میكنید این كار رو نكنه. ((جناب خواهش می كنم این كار رو نكنید ترخدا!)) اون از اینكه دارین ازش خواهش می كنید لذت میبره ظاهرا درجه عقده ای بودنش خیلی بالاست. به مامور پاركینگ كه دست چپ و راستش رو بلد نیست میگه بیا صورت جلسه رو بنویس.هنوز هم سر در گمی كه به چه علت آوردنت اینجا. برای بار چندم با ترس و لرز میپرسی ((آخه جناب من چه جرمی انجام دادم كه اینجام؟)) در حین اینكه داره صورت جلسه رو تنظیم میكنه علت رو میگه ((تغییر ارتفاع ماشین،تعویض چراغها،تعویض فرمان،نصب سیستم صوتی،بستن اگزوز،نصب سانروف،لامپ زنون و...)) ازش میپرسید آخه چرا ؟میگه مگه خبر نداری بستن این چیزها جرمه ؟ میگی :نه. آخه چرا ؟ اگر بستن این وسائل جرمه پس چرا مغازه ها میفروشن ؟ میدونید چه جوابی میشنوید ؟اگر بهتون بگم خنده تون میگیره. میگه: ((اسلحه و تریاك هم میفروشن اما شما نباید بری بخری)) واقعا جا می خوری.بهش میگی آخه عزیز اسلحه و تریاك با كمك و فنر اسپرت یا سیستم صوتی خیلی فرق داره. با عصبانیت میگه زیاد حرف بزنی مینویسم به جای ده روز بیست روز ماشینتو بخوابونن. برق شمارو میگیره ومیگید :چی؟ده روز؟ بابا من نه سرعت رفتم نه سبقت نه هیچ كار خلافی انجام ندادم. خلاصه تو برگه پاركینگ می نویسه((تغییر وضعیت خودرو)). 10 روز ماشینت رو میخوابونن. خلافی باید بگیری،جریمه باید بدی،شبی 5000 تومان هم پول پاركینگ ازت میگیرن. حالا پول به كنار بدتر اونه كه باید تو همون پاركینگ تمام وسائل ماشینت رو باز كنی تا سركار كارشناش كه اگر ازش بپرسی ماشین چیه یاد گاو آهن پدر بزرگش می افته باید بیاد و تایید كنه تا بتونی ماشینت رو از این گردنه آپاچیا ببری بیرون. می خوام بهتون بگو علاوه بر دوندگی اعصاب خوردی و سرو كله زدن با جماعت بی فرهنگ اداره راهنمایی رانندگی راحت 300 تا400 هزار تومان می چاپنتون!!!! حالا این سوال پیش میاد برای من شما و یا هر كس دیگه كه این ماجرا رو خونده باشه، اولا: جوونهای بدبخت ایران چه دل خوشی باید داشته باشن ؟ اگر از حكومت باشه كه میگه فقط كراك دوم:اگر كسی ماشینش رو با وسائل استاندارد اسپرت كرده كه براش هزینه زیادی هم در بر داشته مرتكب جرم شده ؟اگر داشتن این وسائل جرمه پس چرا تبلیغات و فروش این وسائل به طور بسیار وسیع و آزادانه انجام میگیره ؟ چرا برای ورود این كالاها گمركهای وحشتناك گرفته میشه؟ میدونید عزیزان این یك درد دل هست نه اینكه بخوام خدای نكرده جسارت كنم و از شما عزیزان ایراد بگیرم. خیلی دلم میخواد بدونم سررررردار رویانیان یا رئیس بخش كنترل نا محسوس تا به حال مجله ماشین رو خونده!؟ اصلا اسم این مجله به گوششون خورده ؟! تا حالا تبلیغات این مجله رو خوندن ؟! من كه فكر نكنم . البته سوادشون در حدی نیست كه از مطالب مجله چیزی بفهمن!!!!!!! باور كنید من علاوه بر اینكه از تمامی مطالب مجله استفاده میكنم از تبلیغات مجله بیشتر لذت میبرم چون هم مطالب آموزنده ای در اونها هست و هم اینكه من تمام وسائل مورد نیازم رو از طریق همین تبلیغات شناخته و تهیه كردم. من از این میترسم كه یه روز مجله رو هم ببندن كه خیلی بد میشه. شما بهتر از من میدونید در مجله شما چندین شركت فروشگاه و حتی تعدادی نمایندگی در مورد انواع وسائل اسپرت تبلیغ كردن. تبلیغ لامپ زنون،كمك فنر های اسپرت،انواع سیستمهای صوتی، اما نمیدونم چرا داشتن اینها جرمه؟!میدونم شما و هیچ كس دیگه ای در مقابل این مسئله بی منطق و احمقانه هیچ جوابی نداره!!!متا سفانه پلیس ما این روزها به جای بر قراری نظم امنیت فقط دنبال باج گرفتن و چپاول مردم! به جایی رسیدم كه از ایرانی بودن و در ایران زندگی كردن متنفرم و افسوس می خورم. اما باید ساخت و سوخت وسوخت وسوخت! این ایمیل حرف تمامی خوانندگان مجله شماست . میدونم نمیشه اما اگر تونستین با سانسور این ایمیل رو چاپ كنید و برای روسای بی فكر راهنمایی و رانندگی، مجلتون رو بفرستید تا ببینن چه بلایی دارن سر جوونهای ایران میارن . باز هم از تمامی شما عزیزان ممنون هستم و معذرت میخوام كه سرتون رو درد آوردم . ازتون سپاسگذار میشم اگر جواب ایمیل من رو بدید و من رو راهنمایی كنید كه باید چیكار كنم . من بی نهایت به اتومبیل و تیونینگ اون علاقه دارم و در حال حاضر كاملا به هم ریختم و بسیار ناراحتم من رو راهنمایی كنید . از تمامی شما عزیزان ممنونم و برای تك تك شما آرزوی سلامتی و شادی دارم
12 اسفند 1386 ساعت 18:33 بعد از ظهر
با مامانی قهری ؟؟؟؟؟؟؟ بیا دیگه دلم برات تنگ شده نگرانتم
22 بهمن 1386 ساعت 09:57 قبل از ظهر
سلام رضا جان تولدت مبارك انشالله 120 سال زنده و شاد خرم باشی
__