یادداشت ها24 اردیبهشت 1387 ساعت 16:16 بعد از ظهر | |
سردی نگاه و بشکن ... فاصله سزای ما نیست ...اون تویی واسه همیشه ... این جدایی حق ما نیست ...بودن تو آرزومه ... حتی واسه یه لحظه میمیرم بی تو ... خوندن من یه بهانست .. یه سرود عاشقانست ... من برات ترانه میگم ... تا بدونی که باهاتم...تو خودت دلیل بودن ... بی تو شب سحر نمیشه ... میمیرم بی تو... من عشقت و به همه دنیا نمی دم ... حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم... با تو میمونم واسه همیشه ...خاطرات ترو چه خوب چه بد هک میکنم ... توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم....میمیرم بی تو
|
27 فروردین 1387 ساعت 09:04 قبل از ظهر | |
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران پرواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
|
13 اسفند 1386 ساعت 12:00 بعد از ظهر | |
یه دختر كوری تو این دنیای نامرد زندگی میكرد .این دختره یه دوست پسری داشت كه عاشقه اون بود.دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتی كه دختره بینا شد دید كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش. |
13 اسفند 1386 ساعت 11:58 قبل از ظهر | |
عشق را دوست دارم
اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندونمت ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن........قول می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن......قول نمی دم که ازت بخوام وایسی اما میتونم باهات بدوم اما.....................اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبری نشد..........سریع به دیدنم بیا حتمآ بهت احتیاج دارم |
3 اسفند 1386 ساعت 08:37 قبل از ظهر | |
صدا كن مرا كه صدایت زیباترین نوای عالم است
صدا كن مرا كه صدایت قلب شكسته ام را تسكین میدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از یاد نبرده ای مرا
نشسته ام تا شاید صدایم كنی
صدایم كنی ومحبت بی دریقت را نثارم كنی |








