27 اسفند 1385 ساعت 02:41 قبل از ظهر | |
باز هم شب شده است . باز پنجره تنهایی دست لرزان من را می طلبد
من پرستوی مهاجر بودم ، هر کجا بال گشودم،
من در آمدن وسعت پر حوصله دشت چه تنها بودم.
چه غریبی سختی است با چه کس شکوه کنم،با چه کس فاش کنم
رنج یک عمر مهاجر بودن من ز بی همدری ،
من زبی همسفری با شب و پنجره ها همسفرم.
من غریبم در را ه من سرا پا غم و ا ندو ه و خزانم امشب
ای خوب ! دست سردم بگیر!
هدیه ام راز من است . راز یک عمر مهاجر بودن
مارا با زبان زخمی ،ما را با زیک قلب زجنس شیشه
باز شب شده است .
شب مر ا می فهمد.
او صدای سخنم می شنود.
او مرا بین همه چلچله ها شیفته تر می داند.
|
26 اسفند 1385 ساعت 02:22 قبل از ظهر | |
گل سرخی به او دادم ، گل زردی به من داد
برای یک لحظه ناتمام ، قلبم از تپش افتاد
با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری ؟
گفت : نه باور کن ،نه ! ولی چون تو را واقعا دوست دارم ، نمی خواهم
پس از آنکه کام از من گرفتی ، برای پیدا کردن گل زرد ، زحمتی
به خود هموار کنی
|
20 اسفند 1385 ساعت 02:38 قبل از ظهر | |
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه كسی با كسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود
نمی خوام مثل همه گریه كنم
دیگهگریه دل رو دوا نمی كنه
قصه های پشت این پنجره ها
غم رو از دلم جدا نمی كنه
قصه ی ماتم من
هر چی كه بود
هر چی كه هست
قصه ی ماتم قلب خسته ی یه آدمه
وقت خوابه
دیگه دیره
نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم كمه
نمی خوام مثل همه گریه كنم
دیگه گریه دل رو دوا نمی كنه
قصه های پشت این پنجره ها
غم رو از دلم جدا نمی كنه
|
3 اسفند 1385 ساعت 06:57 قبل از ظهر | |
زیبا ترین حرفت را بگو
شکنجه پنهان سکوتت را آشکار کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه بیهودگیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست
حتی بگذارآفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردای ما اگر
بر ماش منتی است؛
چرا که عشق،
خود فرداست
خود همیشه است
بیشترین عشق جهان را به سوی تو میاورم
از معبر فریادها و حماسه ها
چراکه هیچ چیز در کنار من
از تو عظیم تر نبوده است
که قلبت
چون پروانه یی
ظریف و کوچک وعاشق است
(شاملو)
|
26 بهمن 1385 ساعت 08:50 قبل از ظهر | |
0000000000000000000000000000000
0000000000000000000000000000000
0000000777770000000777770000000
0000077777777700077777777700000
0000777777777770777777777770000
0000777777777777777777777770000
7777770000ولنتاین مبارك000077777777
0000077777777777777777777700000
0000007777777777777777777000000
0000000077777777777777700000000
0000000000777777777770000000000
0000000000000777770000000000000
0000000000000007000000000000000 |
25 بهمن 1385 ساعت 16:50 بعد از ظهر | |
سلام گلم
یك تیكه بلور
از جنس حضور
یك یاس سپید
در رنگ امید
با هر چه صفاست
از سوی خداست
تقدیم به تو
« شایان » |
- 1
- 2











