11 تیر 1385 ساعت 17:56 بعد از ظهر | |
سلام.من وحید هستم.۲۸ سالمه از تهران. کامپیوتر خونم و شاغل هستم. میتونی profile من رو تو کلوب ببینی.البته یکمی چهرم تغییر کرده. نترس بهتر شده نه بدتر.ضمنا ۱ سالی میشه که طلاقم دادن. خوشحال میشم بیشتر با هم آشنا بشیم. فکر نمیکنم که ضرری داشته باشه. منتظر جواب شما هستم. |
5 تیر 1385 ساعت 20:08 بعد از ظهر | |
سلام
میخواستم نظرتون را در مورد شروع یک دوستی بدونم در صورت تمایل خوشحال میشم بتونم از شما یک پیام داشته باشم
موفق باشید |
23 اردیبهشت 1385 ساعت 02:46 قبل از ظهر | |
درباره تاریخ و تمدن ایران گفتنی بسیار است.کلوپ نیستان مرکزی است برای ایرانیان علاقه مند به خوزستان.کسانی که میخواهند از فرهنگ چند هزار ساله این استان اطلاعات به دست آورند.آدرس کلوپ نیستان:http://www.cloob.com/club.php?id=19852 شما میتوانید با عضویت در این کلوپ به اطلاعات خود درباره خوزستان اضافه کنید |
28 اسفند 1384 ساعت 03:21 قبل از ظهر | |
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
كه ره تاریك و لغزان است
وگر دست محبت سوی كسی یازی
به اكراه آورد دست از بغل بیرون
كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس كاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیك ؟
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چركین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه می گویی كه بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یكسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسكلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
زمستان است
زمستان است |
7 اسفند 1384 ساعت 12:09 بعد از ظهر | |
salam khob hastin..
khosh hal misham bahaton shena besham...movazebe khodeton bashin
khoda negah dar |
5 اسفند 1384 ساعت 01:05 قبل از ظهر | |
salam
khobin?
sandoghet poor bood
nemikhay az khodet bishtar begi azizam
masalan az shoghlet?
ya motavalede che mahi hasti?
zemnan khodetam khoshgeli
az ghadim goftan
kabootar ba kabootar
...... |












