یادداشت ها23 آذر 1386 ساعت 04:10 قبل از ظهر | |
بد نیست اینم در وبلاگت بذاری...در مورد یانگوم که موضع سختی گرفتی...این یکی هم بذار...
نوشتی افشا گری به سبک کیهان....
برای این یه اسم بذار و پست کن...
دو نقطه دی !
نگاهی به سریال چارخونه یك نكته از هزاران
محمد حسنی
«چارخانه» فارغ از دیالوگها، داستانهای فرعی و مسایل فنی و هنری و ... از همان ابتدا سنگ بنای مسئله دار و شبهه ناكی را گذاشت؛ یك آپارتمان چهار واحدی كه مالك آن یك زن پرقدرت و علی الظاهر مایه دار است و مردانی پخمه، بی عار و كاملاً وابسته (اقتصادی و روانی) در نقش شوهر و داماد آن زن و دخترانی كه بدون هیچ تردید و پرسشی كار می كنند تا شوهرشان بخورد و بخوابد و یا (بر خلاف تمام مردان داستان) درس می خواند كه پله های ترقی را طی كند.
این چارچوب آسیب پذیر «شیب فرهنگی» و «ارزشهای اساسی» را فارغ از محتوایی كه بر آن سوار می كنیم، القاء می كند. تغییر جایگاه حقیقی زن و مرد اعم از جایگاه فردی، خانوادگی و اجتماعی و عادی سازی آن مسئله ای است كه این روزها دیگر راحت از كنار آن می گذریم و البته دملهای چركین ناشی از آن به تدریج و به ویژه در افق مبهم آینده اش جامعه را به آلودگی و آسیب های فراوان مبتلا خواهد ساخت. این بحث دامنه دار را به مجالی دیگر وامی گذاریم چرا كه قصد من از این یادداشت «مسئله ای» است كه شاید كمتر به آن توجه كرده ایم و سریال چهارخانه به جهت داشتن این «مسئله» در محتوا و ساختار خود بهانه خوبی برای افشای این درد و هشداری در برابر این «مسئله» است كه این روزها به صورت جریانی درآمده است.
شاید بهتر باشد كه مدیران محترم محتوایی و نظارتی تولیدات تلویزیونی را خطاب قرار دهیم واین «مسئله» را به صورت این پرسش بیان كنیم كه: چه اصراری وجود دارد كه اینقدر به صورت مستقیم و غیرمستقیم به مخاطبان و به ویژه دختران جوان و دم بخت بگویم كه «شوهر گیر نمی آید»، «دختران دم بخت زیاد و پسران اندك اند» و تم های فراوان دیگری از این دست.
شنیدم استادی سركلاس خود گفته است: «به ازای هر پسر، چهار دختر دم بخت و یك زن بیوه داریم!!» آیا صحیح است كه به بهانه جلب توجه و یا ایجاد موقعیتی مضحك و زودگذر، بدون توجه به آثار تخریبی و تربیتی شدید آن به بزرگنمایی و تكرار این مسئله بپردازیم؟ آیا مجازیم در سریال خود شوهر از افغانستان وارد كنیم و خانه هم به او بدهیم چون به گفته پدر و مادر دختر: «كی این دختر را می گیرد؟! این روزها مگر شوهر پیدا می شود؟!». همین تم عینا و حتی به صورت مستقیم در بسیاری از دیگر برنامه ها دیده شده است، بطور مثال سریالی كه در نوروز با نام «ترش و شیرین» به نمایش درآمد در آن سریال هم از زبان یكی از بازیگران عین همین جملات را چند بار شنیدیم، این را اضافه كنید به نمایش دستپاچگی و اشتیاق بزرگنمایی شده و خنده دار دختران هنگام پیشنهاد ازدواج و یا خواستگاری در بسیاری از مجموعه های نمایشی و مانند آن.
اثرات این چنین پیام هایی در چنین سریالها هنگامی روشن می شود كه ذهنیات یك دوشیزه را در دو حالت مقایسه كنیم. دختران اگر بدانند كه مطلوب هستند و مورد مراجعه (برای ازدواج) قرار می گیرند، با توجه به نوع روحیات و ساختار ذهنی شان نگرشی روشن و امیدوار نسبت به آینده می یابند و روحیات و رفتاری متفاوت از خود بروز می دهند. اینجاست كه مسئله «خویشتنداری» ظهور و بروزی پررنگ می یابد. بعكس دختری كه آینده ای مبهم درپیش رو دارد (یا درپیش رویش تصویر كرده اند) و افق روشنی از تشكیل خانواده و مسئولیت مادری و تربیت فرزندان ندارد و از طرفی فشار غرایز و فضای تحریك آمیز جامعه و عادی شدن روابط ناصواب، فضای فرهنگی اطراف او را شكل می دهد، امكان لغزش و كاهش آستانه خویشتنداری و نهایتا تمكین در مقابل خواسته های شهوانی جنس مخالف در فضایی ناصواب در مورد او موضوعیت می یابد.
در جامعه در حال تغییر ما كه مناسبات و روابط در آن درحال تغییرات است، القاء اینگونه مطالب كه فضای پیش روی جوان را از حیث مسائل مربوط به تشكیل خانواده مخدوش می نمایاند، پتكی است بر كف نفس و مقاومت در مقابل خواسته های نفسانی غیرصحیح، و می دانید و می دانیم كه آسیب پذیری جنس مونث بسیار بیشتر و غیرقابل قیاس است، یك بار لغزش از سوی او تمام سال های زندگی اش را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد كه معمولا قابل جبران نیست.
نكته مهم دیگر در تحلیل پیام های رسانه ای به ویژه در این مورد خاص اینكه لازم نیست چنین مسئله ای به صورت پرحجم بیان شود تا تأثیر داشته باشد. توضیح آنكه گاه برای ایجاد یا حذف یك گرایش، اندیشه یا رفتار نیازمند حركتی گسترده، همه جانبه و مدت دار رسانه ای هستیم ولی گاه یك اطلاع یا سیگنال محتوایی همچون تیری، روح حساس را می شكند و نگره انسان را نسبت به موضوع یا حتی جهان و حیات تغییر می دهد و این مسئله خاص اینگونه است.
سریال چهارخانه رویكرد به این گرایش دارد و اگر علاوه بر نكات شمرده شده، نقدهای دیگری همچون، استفاده بیش از حد از «تمسخر» و پرداختن مفرط به ویژگی های منفی، تغییر آستانه حریم ها و شخصیت پردازی های ضعیف را اضافه كنیم، جایگاه این برنامه آشكارتر می شود. البته شاید بتوان نكات مثبتی نیز در آن یافت كه خود رسانه به قدر كافی مبلغ و بازگوكننده آن است و در این مجال اندك همان بهتر كه ناگفته ها بیان شود.
نكته آخر اینكه رسانه ملی بایستی محل ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه باشد و نه محل تن دادن به متنزل ترین گفتارها و جوك های «پیامكی» و هجویات اینترنتی، آنها كه این حوزه ها را رصد می كنند، خوب می دانند كه «گفتار افغانی» موجود در «چهارخانه» برگرفته از یكی از همین هجویات اینترنتی است و تأكید تمسخرآمیز در عبارت «چه كار می كنی؟!» تكیه كلام همان هجویه چند جوان جفنگ گو است. ارتقاء فرهنگ در بستر رسانه بایستی ناظر به قله های فرهنگ باشد ونه در سطح موضوعات و نمایشهای مبتذل فرهنگی.
به هر تقدیر، بایستی هنوز حسرت طنز فاخر را كه سال هاست مورد تأكید و توجه رهبر معظم انقلاب است، بر دل داشته باشیم. |
18 آذر 1386 ساعت 21:36 بعد از ظهر | |
سلام
دوست عزیز قبل از اینکه جواب نهایی را بفرستم سوالی دارم میدانید که حکومت اسلامی یکی از انواع حکومتهای پیشنهادی به امام ره بود و امام می توانستند گزینه دیگری را انتخاب کنند و میدانید که کلیت هد انقلابی توسط رهبر آن انقلاب پایه ریزی میشود اما امام حکومت را به همه پرسی گذاشتند که در انقلابهای پیشین جهان بی سابقه است از طرفی مدعیان بهترین نوع حکومت یعنی دموکراسی در عمل آنچه به آن پایبند نیستند همان دموکراسی است
امروزه دموکراسی در تعریف اندیشمندان غرب یعنی انتخاب مردم از بین انتخاب شده ها به فرض فرمایش شما صحیح آیا گزینه بهتری برای حکومت دارید که در آن همه اجزا دور یک محور بگردند و آن محور هم بداند که اگر خطا رود حذف خواهد شد یا گزینه ای معرفی کنید که حکومت خدایی را تضمین کند یا با صراحت بگویید ما حکومت خدایی نمیخواهیم بلکه حکومت مردمی محض میخواهیم
منتظر جوابم شب بخیر |
14 آذر 1386 ساعت 22:02 بعد از ظهر | |
سلام دوست عزیز
از اینکه با حوصله تمام متن ارسالی بنده را مطالعه فرمودید متشکرم شبهه شما را به دقت مطالعه کردم منتظر جواب باشید
یا حق |
13 آذر 1386 ساعت 14:02 بعد از ظهر | |
سلام
ولایت از آن خداست وان رابه خلیفه خود یعنی انسان تنفیذ کرده است
پیا مبران و ائمه هدی و در غیاب آنها فقیه جامع الشرایط این ولایت را دارا هستند
ولایت دارای اسرار نهان است که فقط برای اهلش قابل درک است
اگر ولایت را همچون سلمان درک کنی درآن ذوب میشوی
گوییا خودی وجود ندارد
اسرار نهان را نه تو دانی و نه من
|









