2 اردیبهشت 1387 ساعت 00:02 قبل از ظهر | |
بسم ا...
آبی تر از آنیــــــــم كه بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم كه با سنگ بمیریم...
شب بیست و چهارم
گزارش كامل این حادثه را در سایت كانون فرهنگی رهپویان وصال ببینید .
بدینوسیله از عموم مردم ، به ویژه شاهدان عینی حادثه ، اعضای کانون فرهنگی رهپویان وصال و نویسندگان و شاعران دعوت به عمل می آید كه آثار خود را در رابطه ی با حادثه ی مذكور حداكثر تا تاریخ 31/2/1387 به شرح زیر ارسال نمایند :
1- آثار را درقالب های : داستان ، شعر ، متن ادبی ، گزارش ، خاطره ، دست نوشته و عكس ارسال نمایید .
2- با توجه به این كه آثار دریافتی در قالب یك كتاب منتشر خواهند شد ، سعی شود كه از كیفیت مطلوبی برخوردار و آثار مكتوب تا حد امكان ویرایش شده باشند .
3- آثار را به پست الكترونیكی rvshahadat@gmail.com یا به نشانی « استان فارس – شیراز – صندوق پستی 6 7 1 - 5 5 9 1 7 » ارسال نمایید .
4- به همراه آثار ، حتماً مشخصات خود را اعم از نام و نام خانوادگی ، پست الكترونیكی و نشانی محل سكونت ارسال نمایید .
این حركت ، یك حركت خودجوش و مردمی است و برای تحقق اهدافش به یاری خودِ مردم نیاز دارد و تبلیغ سینه به سینه ی شما را می طلبد . لطف زیادی كرده اید اگر ما را در این امر یاری كنید .
می توانید از لوگوی فراخوان جهت تبلیغ در محیط مجازی استفاده كنید .
منتظر آثار به یادماندنیتان هستیم .
|
29 اسفند 1386 ساعت 18:52 بعد از ظهر | |
با عرض سلام و ادب و احترام
پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید باستانی را به شما و خانواده گرامیتان تبریک عرض میکنم.و امیدوارم سال 1387 برایتان سالی پر از سلامت،امید،موفقیت و سربلندی باشد.
با احترام@};-@};-@};-@};-
|
13 بهمن 1386 ساعت 19:29 بعد از ظهر | |
با سلام
زندگی شهد گل است
میخوردش زنبور زمان
آنچه میماند ازان
عسل خاطره هاست |
10 بهمن 1386 ساعت 17:46 بعد از ظهر | |
بنام خدا
« نماد نژاد پرستی لایق به آتش کشیدن»
تاریخ در دل خود رازها و سیاستهای استعمار را به خوبی آشکار میکند کافیست تاریخ را ورق بزنیم تا ببینیم کسانیکه ادعا میکنند مسئله فلسطین تنها یک مسئله داخلیست و یا تنها مربوط به اعراب و حداکثر مربوط به مسلمانان چگونه میخواهند سیاست سلطه بر جهان صهیونیسم را پنهان کنند .
طبق قطعنامه 3379 مجمع عمومی سازمان ملل که در تاریخ 10 نوامبر 1975 به تصویب رسید اسراییل جعلی بعنوان سیستم نژاد پرست معرفی و همه اعمال آنان در این سرزمین محکوم شد اما جالب است بدانیم بعد از تصویب این قطعنامه سران این رزیم چه واکنشی از خود نشان دادند اسحاق شامیر وزیر خارجه وقت اسرائیل جعلی مقاله ای در روزنامه یدیوت آهارونت (ش 14نوامبر )1975به چاپ رساند و در آن با توهین آشکار به ملتهای جهان و سازمان ملل چنین نوشت :
« "غیر قابل پذیرش است که ملتهایی متشکل از مردمی که تا دیروز هیزم شکن بوده اند خود را رهبران جهان فرض کنند... چگونه این بدویان می توانند عقیده ای خاص خود داشته باشند؟ضربه ای که اخیرا از سازمان ملل خوردیم ... باید یک بار دیگر ما را متقاعد سازد که ما، از جنس اقوام دیگر نیستیم ."»
و این در حالی بودکه نمایندگان 72کشور جهان به این قطعنامه رای مثبت داده بودند .
داوود بن گوریون اولین نخست وزیر اسرائیل جعلی نیز اعلام داشت : "«دولت اسرائیل معتقد است قطعنامه ملل متحد، به تاریخ 29نوامبر 1947پوچ وبی مورد است ». "
حتی ، صهیونیست ها از این هم فراتر رفته و دست به خون فرستادگان سازمان ملل آلودند؛ گروه تروریستی اشترن به رهبری اسحاق شامیردر 17سپتامبر1948کنت برنادوت ، رئیس صلیب سرخ بین المللی و میانجی سازمان ملل را همراه با معاون فرانسوی اش در یکی ازمحلات یهودی نشین بیت المقدس به قتل رساند
جرم برنادوت این بود که در آخرین گزارش خود که تسلیم سازمان کرد، از
غارتگری صهیونیست ها در سطح وسیع و تخریب روستاها بدون ضرورت نظامی پرده برداشته و با اشاره به کشتارهایی نظیر قتل عام مردان ، زنان ، کودکان وسالمندان روستای «دیر یاسین» از سوی شبه نظامیان نوشته بود:
"« ممانعت از بازگشت این بی گناهان قربانی توطئه ، به خانه های خود، تجاوزبه اصول اولیه انسانی خواهد بود. آن هم درحالی که مهاجران یهودی به فلسطین هجوم می آورند و علاوه بر این به صورت مداوم پناهندگان عربی را که در طول قرنها در این سرزمین ریشه داشته اند، تهدید به اخراج می کنند. "»
عکس العمل رژیم جعلی اسرائیل در برابر عاملان این جنایت چه بود؟ رژِیم اشغالگر ، در برابر نفرت و خشم جهانی ، سرکرده گروه مسلح اشترن راتوقیف کرد. سپس مورد عفو قرار گرفت و در سال 1950به نمایندگی پارلمان اسرائیل برگزیده شد.
رزیمی که بیش از 179قطعنامه و مصوبه ضداسرائیل جعلی شورای امنیت سازمان ملل و دیگر نهادهای این سازمان جهانی را به هیچ میانگارد و حتی فرستادگان سازمان ملل را به دلیل جسارت به ساحت مقدس صهیونیسم به سرای باقی میفرستد آیا از دید انسانی و قوانین بشری یک کشور محسوب میشود ؟
رژیمی که با آن کلاه برداری معروف هولوکاست از جیب هم پیمانان خود هم میدزد و اجازه هر گونه دخالت و یا نفوذ سیاسی غرب را بر علیه منافعش نمیدهد همچنانکه ایدن، در یادداشتهایش مىنویسد:
"« ما نمىتوانستیم در برابر ظلمهاى اسرائیل به اعراب كوچكترین كمكى به آنها بكنیم، چنانچه چند سال پیش وقتى یكى از هواپیماهاى جنگى اسرائیلى، از حدود اردن تجاوز كرده و چند قریه را بمباران كرد، دستگاه حاكمه اردن، از ما كمك خواست ولى همین كه هواپیماهاى ما آماده شدند، تلگرافى دریافت داشتیم مبنى بر این كه حتّى یك هواپیما هم نباید از جا حركت كند."
هر منش و قانون اجتماهی و سیاسی سالم اینهمه نژاد پرستی و خود برتر بینی و ادمکشی را محکوم میکند لیکن سازمان ملل که بیشتر عناصر آن یا از عوامل صهیونیسم بین الملل هستند و یا اگر نباشند از ترس این رزیم سفاک جرات دم زدن و اعتراض کردن ندارند البته که چونین سازمان بی مصرفی که برای قطعنامه های آن فقط چند کشور محروم باید ارزش قائل باشند رژیمی چون رژیم اشغالگر قدس را بعنوان کشور به رسمیت میشناسد اما وجدانهای بیدار و آگاه از سیاستهای ضد بشری این رژیم هر گز نمیتوانند خود را شریک دروغگویان و ظالمان کنند .
البته در ضد بشری بودن این رژیم موارد بسیار و غیر قابل شمارشی است که پروتکل هولناک و ضد انسانی دانشوران صهیون http://ams-israel.blogfa.com/post-3.aspx
آنرا تایید میکند بنا براین به آتش کشیدن نماد نژاد پرستی و توحش به معنای ارزش بخشیدن و احترام به همه ادیان و همه ملتها ست و برای ما افتخاریست که به این افتخار دلخوش نمیکنیم و تا نابودی کامل نزاد پرستا ن جنایتکار صهیون از پای نخواهیم نشست .
|
27 دی 1386 ساعت 03:24 قبل از ظهر | |
الفجر ... و لیال عشر ...
به نام خدا
... و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه كان منصورا (سوره اسراء آیه 33)
سلام بر تو ای اباعبدالله، و سلام بر جانهای پاكی كه در طواف شمع وجود تو فانی شدند. از من بر تو سلام و درود تا آنگاه كه مرا نفسی می رسد و پس از آن تا آن زمان كه این روز و شب از پی هم روان هستند. و خداوند نخواهد كه این سلام، آخرین وعده گاه دیدار ما باشد.... سلام بر حسین، و سلام بر فرزندان حسین، و سلام بر اصحاب حسین و سلام بر خاندان حسین....
و الیل اذا یغشی ... قسم به شب آنگاه که دامان خود می گسترد ...
آنگاه که شب دامان خود را می گسترد، خورشید را بگو که هنگامه دمیدن است.
شبهای تار امت رسول خدا، پس از شهادت امیرمومنان سلام الله علیه و تحمیل صلح ناخواسته به فرزند برومندش امام حسن مجتبی علیه السلام بر امت اسلام دامن گسترد. غفلت مسلمین و کوتاهی نخبگان و حیله کافران، سایه شبی به بلندای 20 سال بر امت اسلام گسترده کرد.
و آنگاه که با مرگ معاویه، این شب تیره به پایان خود رسید، خورشید را عزم دمیدن بود.
و النهار اذا تجلی ... و قسم به صبح آنگاه دمیدن آغاز کند...
دمیدن خورشید را دیده ای؟ آنگاه که اول بار، شعاعی از نور را بر پهنه آسمان راون می سازد. بیداران و هشیاران عالم را اذان بیداری سر می دهد که قامت عشق ساز کنند و دلها را همراه قافله نور رهسپار کنند. اذان عشق، ندای حسین است "اما من مغیث یغیثنا لوجه الله" ... " اما من ذاب یذب عن حرم رسول الله" ... که تا ابد عالم و آدم را به سوی خویش خوانده است. و پس آنگاه، دامان شب را دیده ای که به سرخی خون می نشیند؟ چیرگی بر هر شبی، خون می خواهد و سزوارترین بر نثار خون، خورشید حقیقت است که با اولین پرتوهای نور، می دمد، اذان عشق سر می دهد و دلهای هشیاران و بیداران عالم را به خویش می خواند. و آنگاه دامان سیاه شب را به خون می نشاند... یا حسین...
اولین نگارنده این معنا، خداوند متعال است آنگاه که فرمود: "... و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه كان منصورا (سوره اسراء آیه 33) (این آیه مستقیما اشاره به شهادت سیدالشهدا و انتقام خون توسط حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیهم دارد. لقب منصور که القاب حضرت بقیة الله سلام الله علیه است از این آیه شریف برداشته شده است.)
و آنگاه که خنجر کین بر گلوی حسین نشست، ملک و ملکوت به ناله در آمد که: این به خون خضاب کرده، حسین است، فرزند برگزیده تو و پسر دخت نبی... و خداوند متعال زخم دل ملکوتیان را به مرهم وجود منتقم این خون به ناحق ریخته تسکین داد...
آن زمان که کاروان اسرای کربلا، از میان پیکرهای مطهر و غرق به خون شهدا عبور داده می شد، اندوهی سخت قلب دخت امیر مومنان و قافله سالار این کاروان را در خود فشرد. امام زمانش، زین العابدین او را مژده داد که این سرزمین، به برکت این خون به ناحق ریخته، روزگاری صحن و سرایی بی مثال خواهد و هر پناه جوی حقیقتی، تا دمیدن صبح صادق و فرج آل محمد علیهم السلام از این بارگاه ملکوتی، راه آسمان را خواهد جست. تا آنزمان که خورشید حقیقت به تمامی طلوع کند و ذره ذره این سیاهی ها و سیاهکاران را در پرتو انوار خویش محو سازد...
" جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا"
و آنگاه که هنگامه دمیدن صبح صادق فرا رسید، و خورشید حقیقت به تمامی بر اهل زمین رخ نماید، و هنگامه ظهور قائم آل محمد علیهم السلام فرا رسد، زمان پیوند دوباره این دو نور مبارک است... مگر ندیده ای که آفتاب، آن هنگام که با تمام جلال و شکوه خویش طلوع می کند، تمامی آسمان را ردی از خون شفق در خود گرفته است؟ این خون حسین است که همه خونها را به جوش می آورد و زمینه ساز ظهور خواهد بود. اینگونه است که بر لبان مبارک یاران خورشید در هنگامه ظهور این کلام خواهد روئید.... " یا لثارات الحسین"
مهر تابان وجود بقیة الله از مشرق به خون آغشته حسین، طلوع خواهد نمود. روز به تمامی، تجلی خود را نمایان می سازد تا آنگاه که لایق جاری شدن قسم خداوند متعال خواهد شد... والنهار اذا تجلی ... خورشید وجود آخرین ذخیره آل محمد علهیم السلام بر تمامی عالم و آدم تابیدن خواهد گرفت. حق به تمامی خود را آشکار خواهد ساخت و دیگر نشانی از باطل نخواهی یافت... و پس آنگاه، اول امامی که از آل محمد رجعت خواهد نمود، سیدالشهداست و هم اوست که وظیفه غسل و کفن پیکر فرزند برومندش حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیهما را به انجام خواهد رساند و بر او اقامه نماز خواهد کرد.
حقیقت این عالم ، عرصه ای است میان این دو طلوع. از طلوع خون رنگ حسین، اذان خون و قامت عشق، صلای بیداران و هشیاران که آنان را به خویش می خواند، تا طلوع دیگر بار خورشید وجود منتقم خون حسین. حقیقت، با فجر خون رنگ حسین آغاز می شود و منزل به منزل می رود تا به تجلی خورشید قائم آل محمد رسد...
والفجر و لیال عشر...
ایام عزای سید الشهدا سلام الله علیه بر شما تشنه کامان زلال معرفت محمدی تسلیت باد.
التماس دعای خیر ....
شب چراغ
|
8 دی 1386 ساعت 12:06 بعد از ظهر | |
ویژگى غدیر این است كه نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاى دیگر نشان مىدهد نامهاى روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمىدارند هر نامى از این نامها درى تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مىگشاید.
آنچه در زیر مىآید پنجاه نام و یا صفت براى روز غدیر است كه از روایات برگرفته شده است :
1 بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاكبر" (1)
2 روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (2)
3 روز خشنودى پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" (3)
4 روز زبونى شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" (4)
5 روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (5)
6 روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (6)
7 روز شادمانى؛ " یوم السرور" (7)
8 روز لبخند؛ " یوم التبسم" (8)
9 روز راهنمایى؛ " یوم الارشاد" (9)
10 روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (10)
11 روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (11)
12 روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" (12)
13 روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (13)
14 روز آشكار كردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (14)
15 روز بیان كردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (15)
16 روز ولایت؛ " یوم الولایة" (16)
17 روز كرامت؛ " یوم الكرامة" (17)
18 روز كمال دین؛ " یوم كمال الدین" (18)
19 روز جداسازى حق از باطل؛ " یوم الفصل" (19)
20 روز برهان؛ " یوم البرهان" (20)
21 روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (21)
22 روز گواهى و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (22)
23 روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (23)
24 روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (24)
25 روز آراستن؛ " یوم الزینة" (25)
26 روز قبولى اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" (26)
27 روز رهنمونى به رهنمایان؛ " یوم الدلیل على الرواد" (27)
28 روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (28)
29 روز آشكار كردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (29)
30 عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (30)
31 عید شیعیان؛ " عید الشیعة" (31)
32 روز عبادت؛ " یوم العبادة" (32)
33 روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" (33)
34 روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المكنون" (34)
35 روز بر ملا كردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (35)
36 روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص على اهل الخصوص" (36)
37 روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (37)
38 روز نماز؛ " یوم الصلاة" (38)
39 روز شكرگزارى؛ " یوم الشكر" (39)
40 روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (40)
41 روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (41)
42 روز روزه دارى؛ " یوم الصیام" (42)
43 روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (43)
44 روز جشن؛ " یوم العید" (44)
45 روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلى" (45)
46 روز كامل كردن دین؛ " یوم اكمال الدین" (46)
47 روز شادابى؛ " یوم الفرح" (47)
48 روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (48)
49 روز افشاى پیوند میان كفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (49)
50 روز گردهمایى و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (50)
|












