تبلیغات


__
یادداشت ها
17 بهمن 1386 ساعت 00:30 قبل از ظهر
گفتی غزل بگو، چه بگویم مجال کو؟ شیرین من برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
14 بهمن 1386 ساعت 15:27 بعد از ظهر
یادمان باشد زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت
29 دی 1386 ساعت 17:34 بعد از ظهر
دیشب در رویا ، در لانه مورچه ای میهمان بودم مورچه به حبه قندی که به نیش کشیده ، به خانه آورده بود گفت بی تو منزل من رنگ و بویی ندارد بی تو تنهایم به تکه قند بیجان غبطه خوردم و عاشق تر شدم
27 دی 1386 ساعت 01:05 قبل از ظهر
سیلام شیدا طبق سنوات گذشته اخرین نفر تبریک گفتم تا پستم جاویدان بشه:D تولدتتتتتتتت مبارکککککککک. ایشلا سال دیگه تولد 50 سالگیتو بگیرم(سعی کن به اون سن برسی):D موفق باشی و سر بلند بای بای.
26 دی 1386 ساعت 22:56 بعد از ظهر
salam sheydaye azizam tavalodet mobarak khanomiiiiiiiiiiiii ishala sado bist sal zende bashi hamishe salemo khoshbakht bashi bos bosssssss
26 دی 1386 ساعت 20:18 بعد از ظهر
سلام عزیزم تولدت مبارک باشه امیدوارم طول عمر بیشتری داشته باشی
__