29 تیر 1387 ساعت 16:57 بعد از ظهر | |
زندگی حكمت اوست...
زندگی دفتری از خاطره هاست...
چند برگی را تو ورق خواهی زد...
ما بقی را قسمت
|
28 تیر 1387 ساعت 18:04 بعد از ظهر | |
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم
|
26 تیر 1387 ساعت 00:56 قبل از ظهر | |
زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند. |
10 تیر 1387 ساعت 20:19 بعد از ظهر | |
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو بنشینی و چیزی نگی ووقتی ازش دور می شی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی...
|
14 اردیبهشت 1387 ساعت 10:17 قبل از ظهر | |
آنتوان سنت اگزوپری :من به هیچ وجه خدا را لمس نكردم، ولی خدایی كه قابل لمس باشد كه دیگر خدا نیست. اگر هر دعایی را هم اجابت كند، همینطور. همانجا بود كه برای نخستین بار حدس زدم كه عظمت دعا بیش از هر چیز در این امر نهفته است كه پاسخی به آن داده نمیشود و زشتی سوداگری را به این مبادله راهی نیست. این را هم دریافتم كه آموختن دعا، آموختن سكوت است و عشق فقط از جایی شروع میشود كه دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرین «نیایش» است و «نیایش» تمرین «سكوت». دژسکوت جوابی غیرقابل پاسخ است. |
28 فروردین 1387 ساعت 11:56 قبل از ظهر | |
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت دکتر علی شریعتی
|











