6 اسفند 1385 ساعت 09:52 قبل از ظهر | |
اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشــت شب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت
اگه داشتم تو رو رسوای عــبادت می شـــدم دلم این خستــهء عاشـــق یه خدای دیگه داشت
اگـــه داشــتم تـــو رو اون قصـــــه نویـــــس واســـه مـن یـــه قصـــه های دیگـــه داشـــــت
مــــــی دونمـــــ زندگیـــم اینجــــوری نبـــود مرد عاشــــق یـــــه شــبای دیگـــــه داشــــــت
اگه داشتـــم تو رو اون میخـونه که جای منه شبا اونجـــا جای من یه بینـــوای دیــگه داشـــت
نمی گم با تو و اســم گریه دیگه گریه نبـــود با تو ایـــن زمـزمه هام یه های های دیگه داشـت
می دمنم پیش تو آروم می شدم حتــی اگه قهــرو نازت واســـه من درد و بلا ی دیگه داشـت
اگه یارم می شدی صاحب دنیات می شدم فکـــر نکن چشمـــای تو یه عاشقای دیگه داشت
شهاب رستگار
http://www.ebli3mast.blogfa.com/ |
4 اسفند 1385 ساعت 11:43 قبل از ظهر | |
مرگ
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر ازخاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش
و او که ریز پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند دائم سکوت مرگ بارم را |
2 اسفند 1385 ساعت 21:23 بعد از ظهر | |
سلام به خاطر متن قشنگت ممنون ولی چرا به حرفی که زدی عمل نکردی این همه اقا تو لیست دو ستاتته
چرا؟ |
19 مهر 1385 ساعت 15:29 بعد از ظهر | |
سلام مریم....وحید هستم 28 ، تهران در حال عزیمت به مشهد
پروفایلتونو خوندم...شما هم بخونید...
دكترای پزشكی در مشهد خوندم و چنددوره هم در خارج بودم...كه در پروفایل مشاهده خواهیدكرد
من تنهام و به دنبال یه خانم باپرستیژ و تنها میگردم...
قدر دوست خوب رو میدونم و بهش احترام میذارم.به تفریح و باهم بودن اهمیت زیادی میدم.
عكسم هم در آلبوم تصاویر پروفایل هست...
ایمیل من: mellyana85@yahoo.com
تلفن شخصی:7 0932947124
منتظر تون هستم اگه مزاحمتی نیست.
با احترام
|
4 شهریور 1385 ساعت 07:41 قبل از ظهر | |
به چه گناهی اینجایی ؟
می دانی چند وقت است به اندازه تمام فریاد هایت از خودت دوری ؟
سکوت ...
گم شدن در خلوت تنهایی
بین دیوارهایی پر از چوب خط برای پایان زندگی
کاش اینگونه نبودی ...
فقط چند لحظه ? خاطراتت را مرور کن
تو هم زمانی زندگی می کردی آری
خاطراتت را به یاد آر ? ای زندانی اسیر میان تنهایی ...
بغضت را فرو ده ... خودت را آزاد کن
تنها با چند لحظه سکوت ...
به همین راحتی |
30 مرداد 1385 ساعت 02:17 قبل از ظهر | |
سلام عزیزم
خوبی چه خبر كجایی دیگه از شما خبری نیست من ارش هستم منتظرتن هستم كی میایی
لطف می كنی برام پیام بزارین
مرسی موفق باشین
arash_d_1979@yahoo.com
|










