تبلیغات


__
یادداشت ها
26 مرداد 1387 ساعت 08:55 قبل از ظهر
یك انسان اگرمی خواهد دنیا و اخرت را داشته باشدو در زندگی موفق باشد این سه چیز را باید از خود دور كنند 1-طمع 2-حسادت 3-خودپسندی بر اثر طمع ادم به زمین رانده شدو حسادت شیطان را جهنمی كرد و خود پسندی قابیل را جهنمی كرد
19 مرداد 1387 ساعت 15:19 بعد از ظهر
بعضى از آدم‌ها جلد زرکوب، بعضى جلد ضخیم و بعضى جلد نازک و بعضى‌ها اصلا جلد ندارند. بعضى از آدم‌ها ترجمه شده‌اند و بعضى‌ها تفسیر مى‌شوند. بعضى از آدم‌ها با کاغذ کاهى و نامرغوب چاپ مى‌شوند و بعضى با کاغذ خارجى. بعضى از آدم‌ها تجدید چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها فقط یک بار چاپ مى‌شوند و بعضى از آدم‌ها فتوکپى آدم‌هاى دیگرند. بعضى از آدم‌ها داراى صفحات سیاه و سفید هستند و بعضى از آدم‌ها صفحات رنگى و جذاب دارند. بعضى از آدم‌ها تیتر و فهرست دارند و روى پیشانى بعضى از آدم‌ها نوشته‌اند: حق هرگونه کپى‌بردارى و استفاده بدون اجازه ممنوع و محفوظ است. بعضى از آدم‌ها قیمت روى جلد دارند بعضى‌ها با چند درصد تخفیف به فروش مى‌رسند و بعضى از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمى‌شوند. بعضى از آدم‌ها را باید جلد گرفت بعضى‌ها را مى‌شود توى جیب گذاشت و بعضى‌ها را توى کیف و بعضى‌ها را روى قفسه قرار داد. بعضى از آدم‌ها نمایشنامه‌اند و در چند پرده نوشته و اجرا مى‌شوند و بعضى‌ها فقط جدول و سرگرمى‌اند و بعضى‌ها معلومات عمومى. بعضى از آدم‌ها خط‌خوردگى و خط‌ زدگى دارند و بعضى‌ها غلط چاپى و بعضى‌ها غلط املایى فراوانى دارند. از روى بعضى از آدم‌ها باید مشق و از روى بعضى از آن‌ها باید جریمه نوشت. بعضى از آدم‌ها در کلاس‌ها تدریس مى‌شوند و بعضى‌ها ممنوع بوده و مخفیانه دست به دست مى‌شوند. بعضى از آدم‌ها را باید چندین بار خواند تا معنى آن‌ها را فهمید و بعضى‌ها نخوانده قابل فهم هستند. بعضى از آدم‌ها را باید نخوانده دور انداخت و بعضى‌ها را همیشه باید با خود همراه نمود. بعضى از آدم‌ها تفرقه‌انداز هستند و بعضى‌ها بانى وحدت و همبستگى. بعضى از آدم‌ها به نام دیگران چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها قبل از چاپ به فروش مى‌رسند. بعضى از آدم‌ها در قفسه خاک مى‌خورند و بعضى‌ها در انبار بایگانى شده‌اند. بعضى از آدم‌ها تاریخى‌اند و از گذشته صحبت مى‌کنند و بعضى‌ها آینده نگرند و به آینده مى‌پردازند. بعضى از آدم‌ها لطیفه‌اند و بعضى‌ها بى‌روح‌اند و خسته‌کننده. بعضى از آدم‌ها سیاسى‌اند و در هر نوبت چاپ، رنگى دیگر به خود مى‌گیرند. بعضى آدم‌ها منبع و ماخذ ندارند و بعضى‌ها منبع و مرجع دیگرانند. بعضى از آدم‌ها شیرازه ندارند و زود از هم مى‌پاشند و بعضى‌ها شیرازه‌شان میخ دارد و قبل از استفاده کهنه و پاره مى‌شوند. بعضى از آدم‌ها با محتوا هستند و بعضى‌ها بى‌محتوا و پوچ‌اند و فقط براى امرار معاش. بعضى از آدم‌ها ماندگارند و بعضى‌ها در چاپخانه مى‌مانند و بازیافت مى‌شوند. بعضى آدم‌ها هویت ندارند و بى‌نام و نشان‌اند و بعضى‌ها چندین نویسنده دارند. بعضى از آدم‌ها در کتابخانه نگهدارى مى‌شوند و بعضى‌ها در پیاده‌رو خیابان به فروش مى‌رسند. بعضى آدم ها را کادو مى‌گیرند و هدیه مى‌دهند. بعضى آدم‌ها را به مفت هم نمى‌خرند و بعضى‌ها از موزه‌ها به سرقت مى‌روند. بعضى از آدم‌ها بدون مجوز چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها نیاز به مجوز ندارند و بعضى‌ها تا ابد مجوز چاپ نمى‌توانند اخذ کنند. بعضى از آدم‌ها خاطره‌ اند و بعضى‌ها یادداشت شخصى. بعضى آدم‌ها در مدح دیگران نوشته مى‌شوند و بعضى‌ها در بدگویى دیگران. بعضى از آدم‌ها افسانه‌اند و بعضى‌ها رمان و بعضى‌ها داستان. بعضى آدم‌ها مذهبى‌اند و بعضى‌ها لامذهب و خیلى‌ها در این میان. بعضى از آدم‌ها احساسات دیگران را جریحه‌دار مى‌کنند و بعضى‌ها به دیگران احترام مى‌گذارند. بعضى از آدم‌ها به دیگران توهین مى‌کنند و بعضى‌ها توهین را به جان مى‌خرند. بعضى از آدم‌ها به زور بر دیگران تحمیل مى‌شوند و بعضى‌ها خود به میان دیگران مى‌روند. بعضى از آدم‌ها چند جلدى و قطورند و بعضى‌ها تک جلدى و لاغر. بعضى از آدم‌ها از جنگ مى‌گویند و بعضى از صلح و صفا. بعضى از آدم‌ها از شادى سخن مى‌گویند و بعضى‌ها از غم. و ... ما از کدام دسته‌ایم ؟
8 مرداد 1387 ساعت 00:12 قبل از ظهر
از خدا پرسیدم دوست دارید بندگانتان چه بیاموزند؟ گفت: بیاموزند که انها نمی توانند کسی را وادار کنند عاشقشان باشد.بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.بیاموزند که چند ثانیه طول می کشد تا زخمی عمیق در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سال ها طول می کشد تا ان زخم التیام یابد.بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد کسی است که به کمترین ها قانع است.بیاموزند که انسانهایی هستند که انها را دوست دارند اما نمی دانند چگونه عشقشان را ابراز کنند.بیاموزند دو نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند اما متفاوت ببینند به خدا گفتم ایا دیگر چیزی هست که باید دانست .گفت: این که بدانند من همیشه و همه جا هستم.
17 تیر 1387 ساعت 11:35 قبل از ظهر
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
13 خرداد 1387 ساعت 09:39 قبل از ظهر
آنچنان رنجی كه دنیا بر دل ما میكند/بر دل هر كس كند او ترك دنیا میكند/با خودم گویم كه فرداترك دنیا میكنم/چون كه فردا میرسدبا دیدنت امروز و فردا میكنم
13 خرداد 1387 ساعت 09:34 قبل از ظهر
لازم نیست گوش كنید، فقط منتظر شوید . حتی لازم نیست منتظر شوید ، فقط بیاموزید آرام و ساكن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش بردارید انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور به پای شما در خواهد غلطید " . فرانتس كافكا
__