userinfo close

پیام های کوتاه

آیدا آسمونی , aydaa3moni
chetori bache khobe
1 سال پیش
   

Mohammad sh

mamal06

مرد 30 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 6 ماه و 7 روز سن کلوبی ،
فوق العاده رمانتیک و مهربون!
 

یادداشت ها

وحید راد , vahid_alpine
وحید راد - 08:26 1385/09/19
سلام Mohammad جان دوست عزیز شما رو دعوت به عضویت در کلوپ ماشین بازای تهران میکنم ممنون آدرس : http://www.cloob.com/club.php?id=32335#&postlist&
h kh , hadisa
h kh - 18:40 1385/09/10
salam khobi?angam dadi kari ke goftam felan bye
سیده رضوی , 01367
سیده رضوی - 10:08 1385/08/28
تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینكه «حاضر» نباشی. «غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است كه به تو زده اند و آنان كه بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت كه در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند كه تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا كه تو در میان مائی، زیرا امام مائی. جمعه كه از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار از كف می نهند و قافله دل های بی قرار روی به قبله می كنند و آمدنت را به انتظار می نشینند... و اینك ای قبله هر قافله و ای «شبروان را مشعله»، در آستانه آدینه ای دیگر با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه می كنیم. نگار ما به حسن خلق و وفا كس به یار ما نرسد تو را در این سخن انكار كار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند كسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد بحق صحبت دیرین كه هیچ محرم راز بیار یك جهت حقگزار ما نرسد هزار نقد به بازار كائنات آرند یكی به سكه صاحب عیار ما نرسد دریغ قافله عمر آن چنان رفتند كه گردشان به هوای دیار ما نرسد هزار نقش برآید ز كلك صنع و یكی به دلپذیری نقش نگار ما نرسد دلا ز طعن حسودان مرنج و ایمن باش كه بد به خاطر امیدوار ما نرسد چنان بزی كه اگر خاك ره شوی كس را غبار خاطری از رهگذار ما نرسد بسوخت «حافظ» و ترسم كه شرح قصه او به سمع پادشه كامكار ما نرسد حافظ مشرق عشق با نگاهت، چه نیازی به بهار است دگر؟ گل كه باشد چه غم از صحبت خار است دگر؟ ز آفتابی كه سرانگشت تو می افروزد بیم آیا ز غروب و شب تار است دگر؟ چشمه از چشم زلال تو وضو می سازد بر دل جاده تمنای غبار است دگر می رسد نغمه عشق از دم داوودی تو چه نیازی به دف و رود و سه تار است دگر؟ دل در اندیشه صبحی ست كه از مشرق عشق می رسد آنكه به حق آینه دار است دگر حسن یعقوبی
م ش , minuoo
م ش - 18:46 1385/08/25
خیلی زیبا بود محمد ، ممنون
سمیرا شیطونک , golabiesheitoon
سمیرا شیطونک - 18:49 1385/08/10
سلام خوبی؟ واقعا شرمنده این سعید که گفتم قبلا از دست دوست من به دلایلی شاکی بود وقتی دوست من نامزد کرد این تصمیم گرفت همه چیزو سر من خالی کنه بعد از اون بات 100 تا اسم میومدو منو اذیت میکرد با اسم دختر و پسر و بزرگ و کوچیکو وااااااااااای دیگه این بود قضیه دیگه حالا بی خیال در هر حال اگه ناراحت شدی هم شدی دیگه کاری از دستم برنمیاد خووووووووب دیگه چه خبر خودت خوبی؟ مامان اینا خوبن سلام برسون کار نداری میخوام برم الو بلند تر حرف بزن صدات نمیاد الووووووووووووووووو حالا که جواب نمیدی من میرم فعلا بای
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.