28 مهر 1386 ساعت 16:07 بعد از ظهر | |
یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،
یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،
یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ............. |
22 مهر 1386 ساعت 10:55 قبل از ظهر | |
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
چون تا وقتی ما هستیم مرگ نیست وقتی هم که مرگ هست ما نیستیم
آیا می دانید ؟
طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است. خداوند جویندگان دانش را دوست دارد. رسول اکرم(ص)
آیا می دانید ؟
دانا ترین مردم کسی است که دانش دیگران را به دانش خود بیفزاید. رسول اکرم(ص)
آیا می دانید ؟
نعمتی که سپاس گذاری نشود مانند گناهی است که آمرزیده نشود. امام جواد(ع)
آنچه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.
و اما معما ، ، ، آن چیست که :
از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد .
برای دیدن جواب معما به آخر همین پست مراجعه کنید
هدف اصلی من از مطرح کردن معما این بود که خیلی وقتها تو زندگی ِ خودمون به بعضی مشکلات برخورد می کنیم و از اون مشکل یک غول می سازیم و هی به خودمون تلقین می کنیم که این عمراً قابل حل نیست . به نظر من زندگی خیلی هم سخت نیست . ( مولوی میگه : زندگانی شربت اندر شربت اندر شربت است ) یک روز یکی از استادامون در جواب به یکی از بچه ها که میگفت " گرفتن نمره 20 یا 19 فقط در خواب امکان پذیر هست" ، گفت :" نمره 20 را برای این گذاشتن که اونو بیاری نه اینکه جنبه دکوری باشه".پس من هم باید بگم :معماهای زندگی ( سختی ها ) را برای این گذاشتن که ما حلش کنیم نه اینکه بشینیم براش عذا بگیریم .
نکته دیگه در مورد معماها این هست که لازم نیست حتما برای مقابله با اون به قول بچه ها کاملا مسلح باشیم ، باور کنید گاهی با دست خالی هم میشه از پسش بر بیایم . نکته بعدی هم این هست که ما دانشجوها دیگه این برامون یه عادت شده که اگه راه حل مسائلمون کمتر از یه برگ A4 بشه ، نتیجه میگیریم که این راه حل اشتباست و هزاران مثال دیگه . . .
شاید داستان تخم مرغ کریستف کلمب را شنیده باشید ولی گاهی تکرار لازم است .پس من دوباره اونو یادآوری می کنم .
یک روز کریستف کلمب به یک مهمانی دعوت شد . . . تعداد زیادی از افراد حاضر در مهمانی به کلمب گفتند که واقعا کاری که انجام دادی خیلی ساده بود
( کشف قاره آمریکا ) ، هر کسی که سوار بر کشتی می شد و همه دریاها را طی می کرد ، در نهایت اون قاره را کشف می کرد . کلمب برای اینکه به اونا جواب بده ، ازشون خواست تا یک تخم مرغ را از انتها به طور ایستاده بر روی میز قرار دهند ، خوب هر کسی هر چه تلاش می کرد باز تخم مرغ قِل می خورد و می افتاد . در نهایت همه گفتند که این کار شدنی نیست . بعد کلمب اومد یه خورده پوسته انتهایی تخم مرغ را شکاند و بعد از روی همون انتها تخم مرغ را به طور ایستاده قرار داد. بعد کلمب گفت : این ساده ترین کار در دنیا بود . هر کسی می توانست آنرا انجام دهد ، البته بعد از آنکه نشان داده شد که چگونه انجام می شود.
راستی در مورد اون معمایی که در ابتدا پرسیدم ، باید این نکته را اضاف کنم که بعد از کمی جستجو در اینترنت فهمیدم ، هرگز چنین پرسشی از دانشجویان استنفورد صورت نگرفته و اون عدد 17% در واقع یک شایعه اینترنتی بوده . حتی نوشته بودند که 80% یک کودکستان به آن جواب درست داده اند . البته با توجه به مشغله های فکری که ما آدم بزرگ ها برای خودمون درست می کنیم هیچ بعید نیست که اگه روزی اینکار را انجام دهند به همین اعداد دست پیدا کنند . به هر حال این مهم نیست که آیا آن پرسش صورت گرفته یا نه ، بلکه مهم درسهایی است که ما از آن یاد می گیریم یا مثلا در مورد سخنرانی کورت ونه کوت برای فارغ التحصیلان دانشگاه MIT در سال 1997 ، هر چند که این هم جزو شایعه های اینترنتی بود و خود ونه کوت گفت "من این حرف ها را نزده ام ولی دوست داشتم که از آن من بود" . واقعا این کوته بینی است که آدم درس های نهفته در این مطالب را کنار بگذارد و برود دنبال حواشی آن ، درست مثل این که عده ای می گویند اصحاب کهف 6 نفر بودند و با سگشان می شوند 7 نفر و یک عده دیگر میگویند آنها 7 نفر بودند و با سگشان می شوند 8 نفر .
-----------------------
هیچ چیز ، ، ، در واقع هیچ چیز از خدا بزرگتر نیست و از شیطان هم بدجنس تر نیست . فقیر هیچ چیز ندارد . ثروتمند هم به هیچ چیز نیاز ندارد و ما اگر هیچ چیز نخوریم ، سرانجام میمیریم
|
17 مهر 1386 ساعت 15:29 بعد از ظهر | |
دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت می دارم دل ات را می بویند
روزگار غریبی ست نازنین و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
روزگار غریبی ست نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبی ست نازنین و تبسم را بر لبها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد ...
|
28 شهریور 1386 ساعت 12:42 بعد از ظهر | |
همه مثل او نیستند،او مثل همه نیست ،همه اونو نمی فهمند،او همه رو میفهمه،خودش می فهمه که چرا همه اونو نمی فهمند،اما همه نمی دونند که باید همدیگر رو فهمید ،درک کرد،دوست داشت،درس گرفت،عشق ورزیدوزندگی کرد،میفهمیم تابفهمند.
|
26 شهریور 1386 ساعت 22:29 بعد از ظهر | |
امروز، روز دیگر
فرداهای تو روشن است
هم بدانسان كه تو بنیاد می نهی
و چون از گذشته ها به امروز سفر كنی
هرگز نیاز بدان نیست كه تیرگی های ایام رفته را
همراه خویش بری
امروز پدیده ای شگفت است ، سر شار توان و امكان
تا زندگی را بدان پایه بنا كنی
كه آرزومندی
امروز ، سرآغاز بخت است
اولین گام به راههای نو
و دستی به سوی همبستگی های نوین
امروز ، نیك وقت آنست كه به یاد آری ؛
تو خداوندگار آن نیروی شگرفی
كه شادمانی را به زندگانیت
ارمغان تواند داد
و عشق را و رضایت را.
اكنون روز آنست كه خویشتن را دریابی
و عشق را به خود هدیه دهی و بردباری را
كه سخت نیازمند آنی.
و امروز هم آن است
كه آهنگ رفتن كنی
آهنگ فردای روشن خویش |
22 شهریور 1386 ساعت 14:14 بعد از ظهر | |
salam ,
baabate tosif name mersi.
kheili ghashang bood |










