تبلیغات


__
یادداشت ها
5 شهریور 1387 ساعت 21:21 بعد از ظهر
می خوام بگم: دوسِت دارم! به پنجره ! به آسمون! به این شب ِ اینه دزد! به تک درخت ِ کوچه مون! می خوام بگم: دوسِت دارم! به تو! به اسم ِ نقطه چین! به گریه های بی هوا! به کولی ِ کوچه نشین! می خوام بگم: دوسِت دارم! به هر رفیق ُ نارفیق! به شاعرای بی غزل! به جنگلای بی حریق! میخوام بگم: دوسِت دارم! به قاتلم! به روزگار! به اون کسی که میندازه به گردنم طناب ِ دار! دنیای ما عوض می شه، تنها با این جمله ی ناب: دوسِت دارم، دوسِت دارم، دوسِت دارم تو این عذاب! می خوام بگم: دوسِت دارم! به بادبادک! به مدرسه! به ترکه ی خیس ِ انار، کنار ِ درس ِ هندسه! میخوام بگم: دوسِت دارم! به مرغ ِ عشق ِ بی قفس! به جغد ِ پیر ِ بد صدا! به نی زنای بی نفس! میخوام بگم: دوسِت دارم! به هر چی خوبه، هر چی بد! به خونه های کاگِلی! به سیبای توی سبد! می خوام بگم: دوسِت دارم! به بغض ِ تلخ ِ انتظار! به بدترین فصل ِ سفر! به آخرین سوتِ قطار! دنیای ما عوض می شه، تنها با این جمله ی ناب: دوسِت دارم، دوسِت دارم، دوسِت دارم تو این عذاب!●
1 مرداد 1387 ساعت 22:26 بعد از ظهر
در راه آزادی جز زنجیرهایمان چیزی برای از دست دادن نداریم!
14 اردیبهشت 1387 ساعت 21:14 بعد از ظهر
پندهای تلخ : تازه آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد.
15 فروردین 1387 ساعت 17:13 بعد از ظهر
نه بوق نمیزنم، ولی قول میدم بهت امضا بدم D:
23 اسفند 1386 ساعت 19:18 بعد از ظهر
فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟ ما می خواستیم از درختا کاغذ و قلم بسازیم بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم اینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم رو درخت با نوک خنجر « زنده باد درخت » نوشتیم زنگ خوش صدای تفریح واسه مون زنگ خطر شد همه چوبای جنگل ، دسته ی تیغ تبر شد کسی معنی خطوط روی کنده رو نفهمید از صدای اره برقی شونه ی درختا لرزید فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟ اگه حرفم رو شنیدی جنگل رو نده به پاییز کاری کن درخت باغچه تن نده به خنجر تیز با جوانه ها یکی شو ! قد بکش ! نگو که سخته ! جنگل تازه به پا کن ! هر یه آدم یه درخته ! فاصله یه حرف ساده س ، بین دیدن و ندیدن بگو صرفه با کدومه ، شنیدن یا نشنیدن ؟ یغما گلرویی
23 اسفند 1386 ساعت 13:17 بعد از ظهر
نصیب هر کسی رزقی ست ای دل مرا رزقی بجز خون جگر نیست مرا گفتی ببند از غیر من چشم به چشمم جز تو غیری جلوه گر نیست FARYAD
__