تبلیغات


__
یادداشت ها
22 مهر 1387 ساعت 21:41 بعد از ظهر
روزی یه تاجر بزرگ میره تو یه جزیره دور افتاده و اونجا میبینه یه خانواده فقیر دارند زندگی می کنند.از مرد خانواده می پرسه:روزت رو چطوری میگذرونی؟ مرد فقیر میگه:صبح ها میرم ماهیگیری و به اندازه نیازم ماهی صید میکنم و بقیه روز رو در کنار خانواده می گذرونم,استراحت می کنم, با بچه ها بازی می کنم. مرد تاجر میگه:بهت میگم چیکار کنی تا سرمایه دار بشی.اول تمام روز رو ماهیگیری می کنی تا پول بیشتری به دست بیاری - مرد فقیر میگه:خوب, بعدش چی؟ تاجر میگه:بعد می تونی قایق های بیشتری بخری و چند نفر رو استخدام کنی تا برات ماهیگیری کنند .اونوقت پول خیلی زیادی بدست میاری - مرد فقیر میگه:خوب, بعدش چی؟ تاجر میگه:تازه اون موقع لحظه حساس میرسه. میری تو بورس یه شهر بزرگ سهام میخری.سهامت سود می کنه و اون موقع پولات رو باید با پارو جمع و جور کنی - مرد فقیر میگه:خوب, بعدش چی؟ تاجر میگه:بعد میری تو کار ساخت و ساز ساختمان و اون موقع یکی از بزرگ ترین سرمایه دارهای دنیا می شی - مرد فقیر میگه:خوب, بعدش چی؟ تاجر میگه:اون وقت باقیمونده عمرتو میری توو یه جزیره خلوت و دور افتاده(!)ماهیگیری کنی! استراحت کنی! و با خانواده ات هستی و با بچه هات بازی کنی!!!!!!!!!!!!!
17 مهر 1387 ساعت 10:11 قبل از ظهر
بادكنك دلتنگیام / پر شده از هوای تو / اگه نیایی میتركه / خونش میفته پای تو ...(.^_^.)
6 مهر 1387 ساعت 01:06 قبل از ظهر
زندگی قصه تلخی‌ست که از آغازش بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم... نیست شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟ من که منفور زمانم، چه بخوانم‌ چه نخوانم چه بگویم سخن از شهد، که زهر است به کامم وای از مشت ستمگر که بکوبیده دهانم نیست غمخوار مرا در همه دنیا که بنازم چه بگریم چه بخندم چه بمیرم چه بمانم
6 مهر 1387 ساعت 00:31 قبل از ظهر
از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت, آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد, حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد, نمی توان از او رنجشی به دل گرفت, بلکه باید تنها از خود رنجید, که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند ..., و این خود دردی کشنده است ...
1 مهر 1387 ساعت 12:24 بعد از ظهر
سهراب سپهری میگوید : مذهب شوخی سنگینی بود که محیط بامن کرد و من سالها مذهبی ماندم بی آنکه خدایی داشته باشم
1 مهر 1387 ساعت 12:21 بعد از ظهر
مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهاییرا که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید. گوته
__