تبلیغات


__
یادداشت ها
24 مرداد 1386 ساعت 20:40 بعد از ظهر
تا حالا یه پروانه رو تو دستات گرفتی از یک طرف می خوای نگرش داری چون خیلی زیباست و از یک طرف چون بالهاشو می ریزه دوست داری آزادش کنی من از اون دسته هستم که پروانه رو آزاد می کنم حالا اگه پروانه با وفا باشه بر می گرده و اگرم بر نگشت بدون از همون اول خواسته بره یه جای دیگه
22 مرداد 1386 ساعت 13:40 بعد از ظهر
به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده. به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد . وچشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
26 تیر 1386 ساعت 20:02 بعد از ظهر
اگر فقط شور و شوق و عشق و علاقه را برای فرزندان خود به جای بگذاریم سرمایه ای بزرگ به آنها داده ایم من برای شما آرزوی موفقیت دارم
23 تیر 1386 ساعت 13:32 بعد از ظهر
چگونه از كبد خود مراقبت كنیم؟ بزرگترین و پیچیده ترین ارگان بدن كبد است. كبد بزرگترین غده بدن نیز محسوب می گردد. كبد در قسمـت راسـت شكم و زیر قفسه سینه درست زیر دیافراگم قرار دارد. كبد مخروطی شكل بوده و سطحی صاف، نرم و لاستیك مانند دارد. رنگ آن قهـوه ای متـمـایل بـه قـرمز تـیـره است. كبد از دو بخش بنام لوب بزرگ وكوچك تشكیل یافته است. وزن آن از 1.2 تا 2.5 كیلوگرم متغیر بوده و با ابعاد 20 سانـتـی مـتـر طـول در 17 سانتی متر عرض و ضخامت 12 سانتی متر است. قسمت اعظم كبد از سلول هایی موسوم به هپاتوسیت ها تشكیل یافته است. كاركردها و وظایف متعدد كبد آن را به یك عضو بسیار حیاتی و مهم تبدیل ساخته است. وظایف كبد را میتوان اینچنین برشمرد: 1- كبد مسئول بیش از 500 كارد كرد حیاتی در بدن است. 2-بیش از یك لیتر خون در هر دقیقه از طریق كبد فیلتر میشود. 3- تفكیك مواد مغذی از مواد زاید. سم زدایی، تجزیه مواد شیمیایی و یا تبدیل مواد شیمایی سمی و غیر قابل دفع به مواد غیر سمی و قابل دفع. (متابولیزه كرده و غیر فعال كردن سموم) 4- یك كبد سالم قادر است 100 درصد باكتریها و سموم را پیش از آنكه به جریان عمومی خون بدن راه یابند، از بدن دفع كند. 5-در حفظ تعادل و تنظیم هورمونهای بدن نقش دارد. 6- در ذخیره سازی و متابولیسم چربیها، كربوهیدراتها و پروتئینها نقش دارد. 7- محل ذخیره گلوكز (قند) خون است. كبد گلوكز را تبدیل به گلیكوژن كرده و در خود ذخیره میكند. در صورت نیاز مجددا گلیوكوژن را تبدیل به گلوكز كرده و به جریان خون وارد میسازد. 8- محل ذخیره چربیها، ویتامینها (به ویژه ویتامینهای A,D,E,K,B12)، املاح معدنی (آهن، فولات، مس) و سایر مواد مغذی. 9- كبد یك كارخانه بیوشیمایی است: * سنتز آلبومین: پروتئینی كه تبادل آب میان خون و بافتهای بدن را تنظیم میكند. * سنتز كلسترول: كبد تمام كلسترول مورد نیاز بدن را میسازد. * سنتز فاكتورهای انعقاد خون. * ساخت گلوگز از برخی آمینو اسیدهای خاص، گلیسرول و لاكتات. * سنتز گلوبین: بخشی از هموگلوبین خون. * سنتز فاكتورهای ایمنی سیستم ایمنی بدن. * سنتز فسفولیپیدها و لیپوپروتئینها-سنتز تریگلیسیریدها از اسیدهای چرب و گلیسرول. 10- كـبد صفرا را ترشح میكند. صفرا مایعی زرد متمایل به سـبـز اسـت. صفرا وظیفه كمك به گوارش و جذب چربیها و دفـع مــواد زاید را بر عهده دارد. تركیبات عمده صفرا شامل كلـسترول، فسـفولیپـیـدها، بـیـلی روبـیـن و املاح صفراوی اسـت. صـفـرا از طـریـق مجاری متعدد صفراوی كبد ابتدا در كیسه صفرا ذخیره شده و پس از مصرف مواد غذایی حاوی چــربی به روده كوچك تخلیه میگردد. كیسه صفرا یك ارگان گلابی شكل بوده كه به كبد متصل است. 11- زدودن بیلی روبین از خون. طحال مسئول انهدام گلبولهای قرمز فرسوده و پیر است. از انهدام هموگلبوبین گلبولهای قرمز ماده ای زرد رنگ بنام بیلی روبین پدید می آید. اما این بیلی روبین نا محلول در آب در كبد به بیلی روبین قابل دفع تبدیل میگردد. 12- دفع آمونیاك. آمونیاك حاصل از تجزیه پروتئینها یك ماده سمی خطرناك است كه كبد با تبدیل آمونیاك به اوره این ماده سمی را از طریق ادرار از بدن دفع میكند. 13- كبد تصفیه خانه و پالایشگاه بدن است. هر چیزی كه مامیخوریم، میاشامیم، تنفس میكنیم و یا با پوستمان تماس می یابد سرانجام به كبد مان میرسد. كبد وظیفه تصفیه آلایندهای هوا، آفت كشها، دود سیگار، مواد شیمایی، الكل، مواد مخدرو تمام داروهای مصرفی ما را بعهده دارد. اگر كبد وجود نداشت داروها برای همیشه در بدنمان باقی میماندند و الكل هیچگاه از بدن دفع نمیگردید. 14-در 3 ماه نخست بارداری تولید گلبولهای قرمز در جنین منحصرا توسط كبد صورت میگیرد. از هفته 24 بارداری به بعد مغز استخوان این وظیفه را بعهده میگیرد. * بد كاركردن، سوء تغذیه و استرس بیش از حد به كبد ریشه اكثر بیماریهاست. * تمام خون برگشتی از دستگاه گوارش كه حاوی مواد غذایی است ابتدا به كبد میرود. بنابراین تمام غذایی كه ما میخوریم توسط كبد پردازش میشود. یك مطلب جالب درباره كبد: كبد از مقاومت، قدرت بازسازی و ترمیم خارق العاده ای برخوردار است. هرگاه كبد 80 تا 90 درصد سلولهایش را نیز از دست بدهد باز هم قادر است به وظایفش عمل كند. همچنین كبد قادر است خودش را بطور كامل احیاء و باز سازی كند. حتی اگر بخش عمده كبد با عمل جراحی برداشته شود، كبد پس از چند هفته قادر است كاملا خودش را بازسازی كند. از این رو در پیوند كبد تنها لوب بزرگتر كبد فرد سالم به بدن فرد دریافت كننده پیوند زده میشود كه پس از چند هفته هم اهدا كننده و هم دریافت كننده كبدشان بازسازی میگردد. اما كبد فنا ناپذیر هم نیست. سمومی مانند الكل، برخی داروها و ویروسهایی همچون هپاتیت B و C میتوانند آسیب دائمی به كبد وارد سازند. بیماریهای شایع كبد: 1- هپاتیت: هپاتیت به التهاب كبد اطلاق میگردد. عامل این التهاب میتواند ویروسی، باكتریایی، برخی داروها و یا ضربه مكانیكی باشد. اما از این میان هپاتیت ویروسی از همه شایع تر و خطرناكتر است. هپاتیت A وE از طریق آب و غذا، هپاتیت B از طریق خون- مایعات بدن-رابطه جنسی محافظت نشده-سوزن و سرنگ مشترك-مادر آلوده به جنین انتقال می یابد. هپاتیت B مانند ویروس HIV انتقال می یابد اما بسیار آسانتر از آن بطوری كه ویروس هپاتیت B از طریق بزاق دهان نیز به آسانی انتقال می یابد. اگر بر حسب تصادف سوزن سرنگ فرد مبتلا به ویروس HIV در پوستتان فرو رود احتمال مبتلا شدن شما به این ویروس 1 در 2000 (0.2 درصد) میباشد اما اگر فرد مذكور مبتلا به هپاتیت B باشد احتمال مبتلا شدن شما به، 1 در 4 (25 درصد) كاهش مییابد. هپاتیت C نیز عمدتا از طریق خون انتقال می یابد. 2- كبد چرب: به تجمع سلولهای چربی در كبد اطلاق میگردد. كبد چرب در افراد چاق و دیابتی بیشتر مشاهده میگردد. 3- سرطان كبد:در این حالت تكثیر سلولهای كبدی سریعتر از حالت معمول انجام میگیرد. هپاتیت B و C شانس ابتلا به سرطان كبد را افزایش میدهند. 4- سیروز كبدی(تنبلی كبد): آسیب پیشرفته به كبد سیروز كبدی نامیده میگردد. در این حالت بافت طبیعی كبد به یك بافت‌ جوشگاهی‌ تبدیل میگردد. سیروز كبدی موجب میگردد تا كبد دیگر نتواند خودش را ترمیم و بازسازی كند به همین خاطر كبد بتدریج از كار می افتد. پیوند كبد تنها راه درمان سیروز كبدی میباشد. مصرف زیاد مشروبات الكلی، هپاتیت B و C، و بیماریهای خود ایمنی از عوامل ایجاد كننده سیروز كبدی میباشند. در زیر میتوانید تصویر كبد سالم (راست) و سیروز كبدی(چپ) را مشاهده كنید. 5- سنگ كیسه صفرا: به وجود سنگ در كیسه صفرا اطلاق میگردد. سنگ كیسه صفرا عمدتا ازبلورهای كلسترول تشكیل یافته است اما در این سنگها املاح صفراوی و كلسیم نیز مشاهده میگردد. رژیم غذایی پر چرب و كم فیبر، اضافه وزن و چاقی و قرصهای ضد بارداری از عوامل بروز سنگ كیسه صفرا میباشد. 6- یرقان(زردی): به افزایش غلظت بیلی روبین خون اطلاق میگردد. یرقان موجب زرد شدن پوست، سفیدی چشمها و غشاء مخاطی دهان میشود. این رنگ زرد در موارد شدید تر به قهوه ای میگراید. انسداد مجاری صفراوی، بیماریهای خونی (مانند كم خونی)، نارسایی های كبدی، نقصهای ژنتیكی و هپاتیت ویروسی از عوامل بوجود آورنده یرقان میباشند. مصرف غذاها و مواد شیمایی حاوی مقادیر زیاد بتا كاروتن مانند هویج نیز باعث زردی پوست میشود اما سفیدی چشم در این حالت زرد نمیشود. یرقان فیزیولوژیك در نوزادان تازه متولد شده یك امر طبیعی و بی خطر میباشد. این زردی از روز دوم و پنجم تولد در نوزاد بروز كرده و حداكثر تا دو هفته باقی میماند. علت زردی فیزیولوژیك تغییرات خونی و عدم تكامل كامل كبد نوزاد می باشد. اگر زردی پس از هفته نخست تولد در نوزاد بروز كند ممكن است بعلت شیر مادر باشد كه می‌بایست شیر مادر برای چند روز قطع و سپس مجددا آغاز گردد. (البته زردی نوزادان را حتما با پزشك متخصص خود در میان بگذارید) زردی نشانه بیماریست است و نه یك بیماری. علایم خوب كار نكردن كبد به قرار زیر میباشد: 1- عدم تحمل غذاهای چرب و ادویه دار. 2- افزایش وزن. 3- سردرد تكرار شونده. 4- سوء هاضمه. 5- یبوست مزمن. 6- ضایعات پوستی: اگزما، پسوریازیس و جوش دانه ها. 7- طعم فلزی در دهان. 8- تورم و یا درد شدید شكم. 9- اختلالات رود ه ای، سینوسی و آلرژیك. 10- سیستم ایمنی ضعیف. 11- پیری زود رس. 12- خستگی مزمن. ‌13- خونریزی و یا كبود شدن سریع پوست. 14- ادم(خیز) پاها. (تجمع پاها از مایعات) 15- مدفوع آغشته به خون و یا قیر مانند و یا مدفوع كم رنگ. 16- ادرار خیلی تیره. 17- خارش طولانی مدت پوست. 18- بی‌اشتهایی، تهوع و استفراغ و علائم شبیه آنفلوانزا. راههای محافظت از این ارگان حیاتی: 1- از مصرف مشروبات الكلی و مواد مخدر اجتناب ورزید. 2- هرگز داروها و مواد مخدر را با الكل نیامیزید. مصرف همزمان استامینوفن و الكل برای كبد بسیار سمی بوده و به آن آسیب جدی وارد میسازد. 3- مصرف بی رویه استامینوفن و سایر مسكنهای درد مانند TYLENOL (به غیر از آسپرین) برای كبد مضر میباشد. 4- حتما خود را در مقابل ویروس هپاتیت B واكسینه كنید. 5- داروها نیز سم محسوب میشوند. بنابراین از مصرف خود سرانه آنها بپرهیزید. داروها را با تجویز پزشك مصرف كرده و میزان دوزمصرفی انها را افزایش ندهید. 6- از مصرف بیش از حد ویتامین های محلول در چربی مانند A,D,E,K بپرهیزید. 7- از مصرف غذاهای پر چرب بپرهیزید. كبد تمام كلسترول مورد نیاز بدن شما را میسازد. 8- وزن خود را كنترل كنید. چاقی شما را مستعد بیماریهای: كبد چرب، هپاتیت و سیروز كبدی میكند. 9- بهداشت فردی را رعایت كنید. 10- از مصرف داروهای غیر ضروری اجتناب ورزید. از مصرف همزمان چند دارو با هم خودداری كنید مگر با تجویز پزشك. 11- مصرف ویتامین C و چای سبز برای سلامتی كبد مفید است. 12- مصرف غذاهای سرخ كرده، آماده(فست فود) و روغنهای جامد را به حداقل برسانید. 13- از غذاهای پرچرب،خیلی شیرین و یا شور بپرهیزید. 14- از روبوسی افراد غریبه خودداری كنید. 15- بطور منظم ورزش كنید.2 تا 3 روز در هفته فعالیت بدنی داشته باشید. 16- مصرف غذاهای پر فیبر را افزایش دهید مانند: سبزیجات، میوه ها، برنج، غلات و دانه های كامل. 17- هرگز به سرنگ و سوزنهای دور انداخته شد دست نزنید. 18- بخارات حاصل از رنگها، حلالها، تینرها، چسبها، اسپری های رنگ، اسپری های آفت كش و حشره كش همگی سمی هستند. بنابراین هنگام سمپاشی، استفاده از اسپری حشره كش ورنگ كردن حتما از ماسك استفاده كرده و از تهویه مناسب اتاق مطمئن گردید. همچنین برای جلوگیری از تماس یافتن این گونه مواد شیمایی با پوست حتما از دستكش، كلاه و ماسك استفاده كنید. 19- از آمیزش جنسی محافظت نشده و به اشتراك گذاشتن سرنگ و سوزن اجتناب ورزید. 20- هپاتیت B و Cدرمان نشده منجر به سیروز كبدی، سرطان كبد و سرانجام پیوند كبد میگردند. بنابراین چنانچه جزو آن دسته از افرادی میباشید كه در معرض این بیماریها قرار دارید حتما واكسن هپاتیت B را تزریق كنید و بطور منظم هم تست هپاتیت را انجام دهید. افراد زیر بیشتر در معرض ابتلا به هپاتیت میباشند: * افرادی كه از داروهای داخل وریدی استفاده میكنند. * معتادانی كه از سوزن و سرنگ مشترك استفاده میكنند. * زنان و مردانی كه شریك جنسی متعدد دارند. * كاركنان آمبولانسها، پرستاران، آتش نشانان، افسران پلیس و غسالها.
18 تیر 1386 ساعت 10:40 قبل از ظهر
اهل دانشگاهم ! روزگارم خوش نیست ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید دوستانی هم چون من مشروط و اتاقی که که همین نزدیکی است ،پشت آن کوه بلند. اهل دانشگاهم ! پیشه ام گپ زدن است. گاه گاهی هم می نویسم تکلیف،می سپارم به شما تا به یک نمره ناقابل بیست که در آن زندانی است، دلتان تازه شود - چه خیالی - چه خیالی می دانم که گپ زدن بیهوده است. خوب می دانم دانشم کم عمق است. اهل دانشگا هم، قبله ام آموزش ، جانمازم جزوه ، مُهرم میز عشق از پنجره ها می گیرم. همه ذرات مُخ من متبلور شده است. دزسهایم را وقتی می خوانم که خروس می کشد خمیازه مرغ و ماهی خوابند. استاد از من پرسید : چند نمره ز من می خواهی ؟ من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟ پدرم استاتیک را از بر داشت و کوئیز هم می داد. خوب یادم هست مدرسه باغ آزادی بود. درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب امتحان چیزی بود مثل آب خوردن. درس بی رنجش می خواندم. نمره بی خواهش می آوردم. تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت. درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود. کم کمک دور شدیم از آنجا ، بار خود را بستیم. عاقبت رفتیم دانشگاه ، به محیط خس آموزش ، رفتم از پله دانشکده بالا ، بارها افتادم. در دانشکده اتوبوسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت. من کسی را دیدم که از داشتن یک نمره10دم دانشکده پشتک می زد. دختری دیدم که به ترمینال نفرین می کرد. اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت. اتوبوسی دیدم کسی از روزنه پنجره می گفت ?کمک?! سفر سبز چمن تا کوکو، بارش اشک پس از نمره تک، جنگ آموزش با دانشجو، جنگ دانشجویان سر ته دیگ غذا، جنگ نقلیه با جمعیت منتظران، حمله درس به مُخ، حذف یک درس به فرماندهی رایانه، فتح یک ترم به دست ترمیم، قتل یک نمره به دست استاد، مثل یک لبخند در آخر ترم، همه جا را دیدم. اهل دانشگاهم! اما نیستم دانشجو. کارت من گمشده است. من به مشروط شدن نزدیکم، آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجویان، نبضشان را می گیرم هذیانهاشان را می فهمم، من ندیدم هرگز یک نمره20، من ندیدم که کسی ترم آخر باشد من در این دانشگاه چقدر مضطربم. من به یک نمره ناقابل10خشنودم و به لیسانس قناعت دارم. من نمی خندم اگر دوست من می افتد. من در این دانشگاه در سراشیب کسالت هستم. خوب می دانم کی استاد کوئیز می گیرد اتوبوس کی می آید، خوب می دانم برگه حذف کجاست. هر کجا هستم باشم، تریا،نقلیه،دانشکده از آن من است. چه اهمیت دارد، گاه می روید خار بی نظمی ها رختها را بکنیم ، پی ورزش برویم، توپ در یک قدمی است و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است ! و نخوانیم کتابی که در آن فرمول نیست. و بدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم! و بدانیم اگر جزوه استاد نبود همه می افتادیم! و بدانیم اگر نقلیه نبود همگی می مانیم و نترسیم از حذف و بدانیم اگر حذف نبود می ماندیم. و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم و نپرسیم که در قیمه چرا گوشتی نیست و اگر هست چرا یخ زده است. بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم. کار ما نیست شناسایی مسئول غذا، کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی، پیوسته شناور باشیم
17 تیر 1386 ساعت 19:51 بعد از ظهر
salam
__