تبلیغات


__
یادداشت ها
24 خرداد 1387 ساعت 14:08 بعد از ظهر
sanin suzlarivi okhodum chokh guzal yazmishan san bir geiratli giz san arzim odour ki azarbijanin tamam milati sana tay oyakh ola sana shad gunlar arziliram gule gule
14 اردیبهشت 1387 ساعت 21:14 بعد از ظهر
پندهای تلخ : تازه آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد.
2 اردیبهشت 1387 ساعت 01:49 قبل از ظهر
هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
20 فروردین 1387 ساعت 00:55 قبل از ظهر
مردی در عالم رویا فرشته ای دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟ فرشته جواب داد : می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب جهنم را خاموش کنم . آن وقت ببینم چه کسی واقعا خدا را دوست دارد !
18 فروردین 1387 ساعت 15:16 بعد از ظهر
************************* ******\/***\/****\/******** ******/\***/\****/\******** ******||***||****||******** ******||***||****||******** ***(----------------------------)***** ***(------تولدت مبارک-------)***** ***(----------------------------)***** ***(----------------------------)***** ************************* با آرزوی بهترین ها برای فرزانه عزیزم. پیشاپیش تولدت مبارک@};- .
29 اسفند 1386 ساعت 22:11 بعد از ظهر
Yeni yılın size ve tüm sevdiklerinize sağlık, mutluluk, neşe, başarı, bolca para, sevgi ve huzur getirmesini dilerim. Mutlu ıyllar…
__