userinfo close
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها یک طرف پنجره ها در همه آواز ها حرف آخر زیبا ست

حمیدرضا خوشنویس

ibdanyal

مرد 37 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 5 ماه و 16 روز سن کلوبی ،
دوست دارم گرسنه‌یِ همیشگیِ عشق باشم. زیرا خوب می‌دانم آن‌هایی كه مال می‌اندوزند، بیچاره‌یِ ابدی...
 

یادداشت ها

حمیدرضا خوشنویس , ibdanyal
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها یک طرف پنجره ها در همه آواز ها حرف آخر زیبا ست اخرین حرف تو چیست ؟ که به آن تکیه کنم ! حرف بیداری ماهی دریا ست حرف من حرف من حرف من دیدن تو در فرداها ست...
نگین دیبا , nelinegin
نگین دیبا - 08:42 1388/09/12
گاهی همه چیز کمی تیره می نماید باز روشن می شود زود تنها بدان این حقیقتی است بارانی باید تا که رنگین کمان براید و لیموهایی ترش تا شربتی گوارا فراهم شود و شاید روزهایی در سختی تا که از ما انسانهایی توانا بسازد
آرزو       , shila_1371
آرزو - 13:26 1388/06/18
قشنگترین صدای زندگی تپش قلب توست و قشنگترین روز ،روز شکفتنت. پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم .
حمیدرضا خوشنویس , ibdanyal
عاشقان شب زنده دارندو ، دزد هم شب زنده دار هر دو بیدارند اما این کجا و ان کجا!!!!!!!!!! دانه ی فلفل سیاه خال مهرویان سیاه هر دو جان سوزنداما این کجا و ان کجا!! تیغ جلادان کج است وابروی دلدار کج هر دو برانند اما این کجا وان کجا دامن پرچین ان دخت جوان و، صورت مردان پیر هر دو پر چینند اما این کجا وان کجا
نگین دیبا , nelinegin
نگین دیبا - 09:09 1388/05/22
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی، فقط یه بار نگاش کنی به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته، حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی خیلی چیزا رو می شکنی، تا دل اونو نشکنی حاضری قلب تو باشه، پیش چشای او گرو فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس نداشت، به خاطرش رها کنی حسابتو، حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانونو، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات حاضری جونتو بدی، یه خار توی دستاش نره حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر حاضری که هر جا بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی حاضری هر چی بشنوی، حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی، گوش بکنی وقتی کسی رو دوست داری، صاحب کلی ثروتی نذار که از دستت بره، این گنج خیلی قیمتی
نگین دیبا , nelinegin
نگین دیبا - 21:43 1388/04/29
پروردگارا: بارانیم گردان، تا تمام ابرهای مهاجر را در دل خویش جای بخشم، مرا شب کن، تا آغوش به ستارگانت بگشایم، مرا جاده گردان، تا شاهد عبور مسافران و مهاجرانت باشم و درختی که سایبان و پناه هراس زدگانت...! خدایا جاریم کن، چون رود تا بشویم از تن خاک هرچه پستی و فریب. تا دنیا پر از آب و پاکی و باران باشد.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.