حقیقت تو و من ...
من و تو ...
حقیقت عشق ها و اشک های پنهان..
و حقیقت سکوت
که دلتنگی های دلم را درمان است
و فریاد بی صدای ترانه های آشنای غربت
که عشق را می فرساید و من بی تو را تباه می کند ... !!!
حقیقت ؟؟؟؟
حقیقت خواستن ها و نداشتنها ....
یار دبستانی من انگاری زنگ اخره******
سارا دیگه میخواد بره دارا بمیره بهتره***
سارا میره از ان طرف تا اشكاش و پك بكنه****
داره میره یه گوشه ای تا عشقش و خاك بكنه***
سارا میگه به زیر لب تكلیف فردامون چی شد؟***
ای ادما خسته شدم اون همه رویامون چی شد؟***
دارا دو كوچه بالاتر دلش می خواد داد بزنه****
خدا كنه یه وقت سارا پاك كن شو گم نكنه***
روی تخته سیاه مونده سوال بی جواب****
دارا داره تاپ میخوره نامه و یك تكه طناب@
ساعت ها خواب می روند ...
آدمها از یاد…
گیج و نم گرفته است دفتر خاطرات ذهنم…
می دانی چه می گویم ؟
اندیشه پریشان و پچ پچه ثانیه های مبهم شهر کلاس…
اندوه نیمکت های قراضه و ذهن فرسوده درس و تکرارهای گذشته …
و هنوز آن مرد در باران می آید...
چرا ؟
چرا کسی نگفت آن مرد عاشق بود؟
چرا معلممان عشق را معنی نکرد؟
چرا صدای باران با صدای گریه هم معنی ست ؟
چرا شاگرد اول ها سوال نکردند؟
تن نیمکت من ضخیم و خسته است …
در ردیف های آخر کلاس شاگردهای عاشق و مردود…
پلک می زند مهتابیه خاک گرفته و نیم سوز سقف…
ترشح می کند دستان یخ زده ام …
چیزی روی کاغذ …
چشم می دوزم به آسمان …
امروز برف می بارید…
امروز بارها زمین خوردم و مضحکه عابران پیاده یخی …
کسی آمد دستم را فشرد …
اشک هایم را چید…
نگاهم آرام گرفت …
برف می بارد…
کفش ها می نویسند در برف چیزی…
جا می گذارند سایه خویش را …
شماره می نویسند برای هم…
شاید کسی تماس بگیرد…
شاید کسی ...
امروز آن مرد در برف آمد…
راستی ساعتت خواب نرود مرا از یاد ببری !
شاید لحظه ای کوتاه بتونی بخندی...لبخند بزن..هر چند کوتاه..هر چند دلت پر غصه اس..ولی بخند..شاید لحظه ای که لبخند رو لبته فراموش کنی..دل دل دل درموندتو...وای که چقدر دلت گرفته..اما اونو ببین ..می خنده..شاید ندونی واسه چی..اما تو هم به خنده ی اون بخند..هر چند دلت پر غصه اس..فکر کن..شاید همه چی می تونست خیلی سخت تر از این بشه..هر چند دلت پر غصه اس..اما همه ی اینا هم می تونه باعث لبخند تو بشه..لبخند بزن..از روی رضایت..خوشحال باش..هر چند لحظه ای کوتاه..اما اشکاتو پنهون نکن..هیچ وقت..هر وقت دلت گرفت..هر وقت مثل الان دلت پر غصه شد..اشک بریز..گریه کن ..بدون واهمه..مثل من..تو خلوت خودت..اما یادت نره که لبخند بزنی..هر چند برای لحظه ای کوتاه..هر چند دلت پر غصه اس