تبلیغات


__
یادداشت ها
21 مرداد 1387 ساعت 22:53 بعد از ظهر
بسم الله الرحمن الرحیم توایشیعه پاک سرشت این چهل وظیقه از جمله اعمالی است که باید پیوسته بر ان مواظبت داشته ودرزمان غیبت انفرزانه دوران یعنی امام زمان ارواحنا لمقدمه الفداه بر ان اهتمام ورزی ونیز با خواندن این دعا همواره خود را مورد عنایات خاصه ان حضرت قرار دهی. 1-پیوسته بر ان حضرت و یارانش سلام و درود فرستادن. 2-اظهار شوق به زیارت جمال مبارکش داشتن. 3-لقای ان حضرت را با عاقیت طلبیدن. 4-منتظر فرج وظهور ان حضرت بودن. 5-در هر فرصتی فضائل و کمالات ان حضرت را بیان کردن. 6-از فراق ان حضرت غمگین وبرمظلومیت ودوری او گریان بودن. 7-از مال خود به ان حضرتهدیه وبرای سلامتی او صدقه دادن. 8-اعمال صالحه خود را به ان حضرت تقدیم وبرای ایشان زیارت نمودن. 9-صفات ان حضرت را شناختهخ وقصدبریاری ایشان داشتن 10-برای فتح و نصرت ان حضرت دعا نمودن. 11-از خداوند معرفت ان حضرت را برای خود ودیگران طلب کردن. 12- ان حضرت را به لقب یاد وشنیدن نام قائم قیام نمودن. 13-برای ان حضرت دعا نموده و بر دشمنانش نفرین فرستادن. 14-از خداوند درخواست اینکه ما را از یاران حضرتش قرار دادن. 15-اظهار محبت به ان حضرت ومردم را تشویق به دوستی ایشان نمودن. 16-به نیابت ان حضرت قربانی کردن. 17- به نیابت ان حضرت حج وطواف خانه کعبه نمودن. 18- به نیابت ان حضرت زیارت قبور ائمه کردن. 19-با صدای بلند برای ان حضرت دعا نمودن. 20-به هنگام دعا خداوند را به ابروی ان حضرت قسم دادن. 21-به وقت دعا اول برای ان حضرت دعا کرده وظهورش را طلبیدن. 22-سعی در اینکه به سبب طول غیبتش قسی القلب نشدن. 23-اهتمام در اینکه دلهای مردم را به یاری ان حضرت متحد نمودن. 24-بر دین او ثابت و به نغمه های مخالف گوش ندادن. 25-در انجام اوامر ایشان تسلیم و چون و چرا نکردن. 26-از معاشرت هائی که او را از یاد ان حضرت غافل می کند دوری نمودن. 27-در مهمات به ان حضرت متوسل و عریضه توسل تقدیم داشتن. 28-بر سختیها و اذیت وسرزنش دشمنان صبر نمودن. 29-برای ظهور ان حضرت وقت تعیین نکردن. 30-از دشمنان ان حضرت تقیه نمودن. 31-خود را خادم ان حضرت ودر خدمتگزاریش کوتاهی نکردن. 32-از مدعیات مهدویت سوال و پرسش نمودن. 33-مدعیان نیابت خاصه را تکذیب کردن. 34-سعی در تحصیل صفات حمیده واخلاق پسندیده داشتن. 35-توبه حقیقی نموده تا باعث تاخیر در ظهور نشدن. 36-اهتمام در اداء کردن حقوق مالیه مردم داشتن. 37-علماء با علم خود طریقه جواب مخالفین را به دیگران اموختن. 38-دعاهای وارده را حتی المقدورترک نکردن. 39-روزهای اعیادجمعه.غدیر.فطروقربان دعاهای ندبه راباتوجه وحال خواندن. 40-روزهای جمعه خودوفرزندان را مهمان ان حضرت دانسته واو را مخصوصا زیارت نمودن.(منبع:شوق زیارت مهدی _سید جمال الدین استر ابادی)
14 مرداد 1387 ساعت 00:20 قبل از ظهر
روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت " . می اید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از انچه سنگینی سینه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكی داشتم ، ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد
14 مرداد 1387 ساعت 00:20 قبل از ظهر
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید كه پیش فرشته هاست وبه كارهای آنها نگاه می كند. هنگام ورود،دسته بزرگی از فرشتگان را دید كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هایی را كه توسط پیك ها از زمین می رسند،باز می كنند وآنها را داخل جعبه می گذارند.مرد از فرشته ای پرسید شما چه كار می كنید؟فرشته درحالی كه داشت نامه یی را باز می كرد، گفت اینجا بخش دریافت است وما دعاها وتقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.مرد كمی جلوتر رفت.باز تعدادی از فرشتگان را دید كه كاغذهایی را داخل پاكت می گذارند و آنها را توسط پیك هایی به زمین می فرستند.مرد پرسیدشماها چه كار می كنید؟یكی از فرشتگان با عجله گفت اینجا بخش ارسال است،ما الطاف ورحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.مرد كمی جلوتر رفت ویك فرشته را دید كه بیكار نشسته است.با تعجب از فرشته پرسید شما چرا بیكارید؟ فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق جواب است.مردمی كه دعاهایشان مستجاب شده،باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار كمی جواب می دهند.مرد از فرشته پرسید مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟فرشته پاسخ دادبسیار ساده، فقط كافیست بگویند خدایا شکر
26 خرداد 1387 ساعت 14:05 بعد از ظهر
دلم بدجوری پره از اونایی كه فكر میكردم ..... ولش كن بیخیال . خودمم دست كم ندارم!!! فردا كه مولای ما ظهور كرد باید بهش جواب بدیم كه چرا با كارامون هم فرج رو عقب انداختیم هم دل حضرت رو شكوندیم اونهم چجوری هی ادعا كردیم ما جزو ملائك مقربیم اونایی كه تازه از مشهد برگشتن اگه یه ذره هم عوض نشدن زیارتشون بی اثر بود مشهد رفتن كه فقط دیدن ضریح و چند قطره اشك نیست حرم یعنی تحول یعنی عوض شدن یعنی حداقل یه قدم بالا رفتن ... زائر رضا دلت هوای مشهد نكرده ؟ دوست نداری دوباره دیوونگی كنی جلوی حرمش ؟ از خود بیخود بشی و رضا رضا كنی اونجا دیگه بهونه واسه اشك ریختن نیست راحت راحت یه گوشه میشینی و هر چی تو دلته خالی میكنی .. صفایی داره كه جای دیگه پیدا نمیشه . خوش بحال اونایی كه همیشه حال و هوای مشهد و حرم تو دل اوناست خوش بحال اونایی كه دائم زمزمه زوار امام تو گوششونه . نماز كه میخونن روحشون پر میكشه اونجا ... دلم لك زده واسه اون كبوترا كه بیقرار از اینور به اونور صحن و گنبد میپرن ... دلم تنگ شده واسه وقتی كه وارد حرم میشدم ... دلم گرفته از آخرین خداحافظی كه با حرم كردم وقتی كه اینقدر دلم گرفته بود نتونستم جمله آخر رو بگم وقتی كه نزدیك در شدم گفتن بریم طاقت نیاوردم باید میرفتم ولی دلم نمیذاشت سرمو كه خم كردم بگم با اجازه من رفتم ‚ یاد سلام كردنام افتادم آخه من تازه اومدم هنوز هیچی نگفتم هنوز گیجم باورم نشده اومدم چرا با این عجله میگی برو من كه هنوز كارت دارم علی بن موسی الرضا ... وای از اون وقتی كه دیگه به هر ترتیبی شده از حرم میبرنت بیرون بریم دیگه داره دیر میشه .. ولی تو در عالم خودتی یه بغض تو گلوته كه شكسته و چشمات اشك میریزه تو راه همش به فكر اون لحظاتی بودی كه تو حرم گذشت اون حال و هوا اون صفای حرم ... صحنها ، سقاخونه ها ، خادمها ، كبوترا ، زائرا ... هر چند دقیقه سرتو برمیگردونی عقب یه نگاه به گنبد میندازی انگار یكی داره با تیشه به دلت میزنه ... آخه تو كه اینجوری منو آواره خودت كردی چطوری دلت اومد بگی برو تو كه میدونی چه دلی دارم چرا نذاشتی بیشتر بمونم اصلا من حالا كجا برم برگردم به دنیا و شلوغی دست و پا گیرش؟ ولم نكن همه جا دستمو بگیر غریب الغربا .....
11 خرداد 1387 ساعت 08:00 قبل از ظهر
سلام خوبی خانم ؟ پیشاپیش تولدت مبارك ...
9 خرداد 1387 ساعت 13:58 بعد از ظهر
شاید اول باید تبریك می گفتم ولی نه به خاطر ارادتی كه شما و همه ما به خانم داریم اول:تسلیت میگم ایام شهادت خانم را به شما و فرزند حی ایشون آقا امام زمان(روحی له الفدا) دوم تبریك میگم فرا رسیدن روز تولدتون را موفق باشید به وبلاگ ما سر بزنید و حقیر را راهنمایی كنید
__