تبلیغات


__
یادداشت ها
23 آذر 1386 ساعت 13:29 بعد از ظهر
تسبیحم کوچک بود...سی و سه دانه بیشتر نداشت ....سی و سه دانه گلی مرا به یاد خودم می انداخت ....به یاد دانه کوچک قلبم هر وقت خدا را زمزمه کردم دانه های کوچک با اسمش چرخیدند آنجا بود که فهمیدم راز چرخش همه ذره ها همین اسم است...
28 آبان 1386 ساعت 16:23 بعد از ظهر
افلاطون می گه: اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه
26 آبان 1386 ساعت 15:43 بعد از ظهر
I don't mind where you come from As long as you come to me I don't like illusions I can't see Them clearly I don't care no I wouldn't dare To fix the twist in you You've shown me eventually What you'll do I don't mind... I don't care... As long as you're here Go ahead tell me you'll leave again You'll just come back running Holding your scarred heart in hand It's all the same And I'll take you for who you are If you take me for everything Do it all over again It's all the same Hours slide and days go by Till you decide to come And in between it always seems too long All of a sudden And I have the skill, yeah I have the will To breathe you in while I can However long you stay Is all that I am I don't mind... I don't care... As long as you're here Go ahead tell me you'll leave again You'll just come back running Holding your scarred heart in hand It's all the same And I'll take you for who you are If you take me for everything Do it all over again It's always the same Wrong or right Black or white If I close my eyes It's all the same In my life The compromise I close my eyes It's all the same Go ahead say it you're leaving You'll just come back running Holding your scarred heart in hand It's all the same And I'll take you for who you are If you take me for everything Do it all over again It's all the same
7 مهر 1386 ساعت 18:37 بعد از ظهر
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر اسمان تفهیم کرد کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد اسمان را ناز کرد کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد کاش می شد با محبت خانه ساخت یک اطاقش را به مروارید داد کاش می شد اسمان مهر را خانه کرد و به گل خورشید داد کاش می شد با تمام حرف ها یک دریچه به صفا را وا کنیم کاش می شد در نهایت راه عشق ان گل گم گشته را پیدا کنیم
4 مهر 1386 ساعت 14:36 بعد از ظهر
سلام دوست عزیز شما با ثبت نام در سایت www.iran24h.com میتوانید به انواع مقاله – تحقیق – گزارش کارآموزی – و پروژه های برنامه نویسی برای همه رشته ها و همه واحد های درسی به صورت آنلاین دسترسی پیدا کنید همچنین اگر کارت بانکی از بانکهای سامان – پارسیان – اقتصاد نوین – پاسارگاد را دارید میتوانید از این سایت به صورت آنلاین و در همان لحظه شارژ ایرانسل – تالیا – 0919 و انواع کارتهای اینترنت و تلفن بین المللی را تهیه کنید شاد و پیروز باشید www.iran24h.com
29 شهریور 1386 ساعت 00:15 قبل از ظهر
): آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی ، هدیه تو به خداوند. پس بی نظیر باش
__