تبلیغات


__
یادداشت ها
29 اردیبهشت 1384 ساعت 02:27 قبل از ظهر
اینک من مرده ام و خاک مرا خورد بفرما حشره یک لاشه ی هرز ه کرم حا لش از من به هم خورد sex , erotic ,fuck از همه جایم پر بود افکارم در توهم ادامه دار یک بر خورد سیگار ، دود پشت دود از همه جایم ریخت حلقه ، حلقه ، حلقه ی من را چه کسی برد _می دانم پس مانده ی تلا قی اشتباه بودیم یک شوخی شبانه بر خورد بعد برخورد!_ جهنم بعد آتش بی برگشت حکم صادر شد ه جهنم! آتش ! به یک جایم بر خورد اما چه کنم اینک حجمی از خاک مرا خورد
21 اردیبهشت 1384 ساعت 23:17 بعد از ظهر
اسمت و عكست گم راهم كرد. فكر كردم تك درختی هستی در بیابان ولی ....................
__