31 تیر 1387 ساعت 13:06 بعد از ظهر | |
khoshhal misham atefeh jan age eftekhar bedid baham bishtar ashna beshim |
27 تیر 1387 ساعت 22:09 بعد از ظهر | |
salam hale shoma khobin?che khabar oza be kame?kojain nisin kam peidain?har ja ke hastin movafagh bashin va shado khoshhal be ma ham sari bezanin
|
22 تیر 1387 ساعت 10:43 قبل از ظهر | |
salam
ma ke mikhaiim taze dus beshim ham
mitunim addetun konim?
|
16 تیر 1387 ساعت 18:27 بعد از ظهر | |
اگر عاشق نیستی پس که هستی؟لا اقل عاشق خودت باش.
خیلی زیبا بود.زیبایی اش در همان لحظه اول تمام وجودم را تسخیر کرد. آنقدر زیبا بود که دلم نمی خواست لحظه ای چشم از چشمهایش بردارم.چشمهایش آینه زندگی بود.سرشار از صداقت و یکرنگی.احساس می کردم که او لیاقت به دست آوردن همه چیز را دارد.احساس می کردم تمام کائنات فقط به خاطر او در گردش و تکاپو هستند.روح بزرگ و خدایی اش آنقدر زیبا و خواستنی بود که نه تنها من بلکه همه اطرافیان را به سوی خویش جذب می کرد.فقط کافی بود لبخند بزند.اگر به خدا ایمان پیدا می کرد می توانست حتی کوهها را جابجا کند.در مقابل ابمان و اراده او هر کاری شدنی بود.همه جنبه های او برایم دوست داشتنی بود.آنقدر در کنار او بودن برایم لذت بخش بود که تمام غصه ها و غمهایم را فراموش می کردم.در مقابل روح ملکوتی او حتی غمها و غصه های بزرگ هم می توانست مثل یک امتحان کوچک وساده زندگی باشد.ارزش او بیش از این بود که لحظه هایش را با ناراحتی های عادی روزمره ام غم انگیز کنم.آغوش گرم و مهربان او می توانست پناه همه اطرافیانش باشد.روح یگانه و خلاق و بی انتهای او در قالب جسمی دوست داشتنی در این دنیا نمایان شد و این فرشته زمینی تمام وجودم را از عشق خود لبریز کرد.او ارزشمندترین کسی است که هر روز در آینه نصب شده به دیوار اتاقم می بینم. آخرش من عاشق کسی هستم که هر موقع در آینه نگاه می کنم با چشمهایش به من سلام می کند.
دوستت دارم ای فرشته زمینی
Hatef Love |
13 تیر 1387 ساعت 21:59 بعد از ظهر | |
Salam :-*
khoobi ? man khosham miad az shoma , mikham ba shoma ashna besham, bayad chekar konam ?
@};-
@};-
@};-
|
3 تیر 1387 ساعت 17:17 بعد از ظهر | |
salam azizam,vaghan tabrik migam be in zibaie.natarsia in axam nist ,khoshhal misham ke bishtar ashna beshim |












