تبلیغات


__
یادداشت ها
27 اسفند 1386 ساعت 07:09 قبل از ظهر
سلام اگر بار گران بودیم رفتیم اگر نامهربان بودیم رفتیم می دونم شاید خنده دار باشه تو عیدیه بخوام غمگینتون كنم اما خب دست روزگاره و من بی تقصیرم ... می دونم تو این مدت خیلی اذیتتون كردم و منو تحمل كردین، می دونم بارها باعث شدم به زمین و زمان ناسزا بگین به خاطر من، می دونم كه تحملم خیلی سخت بود به خاطر ناسازگاریهام، می دونم خیلی سعی كردین همیشه به من بخندین و به روتون نیارین كه از دستم ناراحت شدین و می دونم رعایت سنم رو كردین به احترام اون از خیلی مسائلی كه باعث آزارتون شده چشم پوشی كردین ... اما خب دیگه دست روزگاره گفتم تو این چند صبا از آخر عمرم از همه حلالیت بطلبم بهتره حالا كه همه از موندنم ناامیـــد شدن حتی اونهایی كه بهم امید میدادن حالا دیگه می دونن 100 درصد رفتنیم ... اشكال نداره تا دنیا دنیاست همینه ... به اشك چشماتون قسم كه دلم نمی خواست اینطوری بگم ولی مجبور شدم ... خودمم دیگه صدای نفس نفس زدن عمرم رو می شنوم امیدوارم كه صدای لبخندهای شما رو تو سال جدید بشنوم سلام نو به سال نو هم برسونین چون من هرگز نمی بینمش ... تو این ساعتهای آخر عمر دوست دارم یكی باشه كه یادم كنه و خدا كنه اون كس تو باشی كه می دونی اگه دوستت نداشتم الان این همه درد و دل باهات نمی كردم اگه صدام گرفته به خاطر اینه كه دیگه كم كم جونم به گلوم رسیده، دستام نا ندارن و قلبم كند كند می زنه ... عاشقانه ترین و دوستانه ترین كلام و لبخند رو بهتون هدیه می كنم و ا میدوارم در سال جدید همیشه خوش باشین ... دوستدار شما ... این بخشی از وصیتنامه سال 1386 قبل از فرا رسیدن سال جدید بود ... امیدوارم كه نترسیده باشین سال نوتون رو پیشاپیش تبریك میگم امیدوارم كه پیش داوری نكرده باشین و زودباور نبوده باشین این هم یه تست بود هم یه راهی كه بدونین یه نفر هست تو این دنیای به این بزرگی كه یادتون هست ... سال تحویل دعا برای فرج امام زمان عجل الله یادتون نره ما رو هم از دعای خیرتون بی بهره نذارین
8 اسفند 1386 ساعت 08:15 قبل از ظهر
سلام یه یادگاری دادم برای اربعین ولی یادم كنی چون خیلی التماس دعا دارم ....... یاددددددددددددددتون نررررررررررررررررررره كاش یك شب بوی یاست بر مشامم می رسید تاسحر خورشید مهرت بر سجودم می دمید كاش زیر بیرق سرخی كه بر دستت بود سایه لطفت به قلبم تیر عشقی می كشید كاش دستم دامن زهرایی ات را می گرفت قطره قطره اشك توبه از دو چشمم می چكید كاش چشمم لمس می كرد گرد و خاك پای تو قلب من در سینه با ذكر تو مهدی می تپید كاش در صحرای عشقت وقت مردن از عطش قطره ای زآن مشك ارثی بر لبم نم می رسید
2 اسفند 1386 ساعت 15:03 بعد از ظهر
سید مهدی عزیز تولدت رو تبریک میگم امیدوارم سالهای سال سلامت و شاداب در کنار خانواده گرامیت زندگی کنی
30 بهمن 1386 ساعت 22:11 بعد از ظهر
live,and allow all that is possible .Sing,dance cry,weep,laugh,love,meditate,relate,be alone. Be in the marketplace,and sometimes be in the mountains.Life is short.Live it as richly as possible,and don’t try to be consistend. Happy Birthday To You
30 بهمن 1386 ساعت 22:10 بعد از ظهر
live,and allow all that is possible .Sing,dance cry,weep,laugh,love,meditate,relate,be alone. Be in the marketplace,and sometimes be in the mountains.Life is short.Live it as richly as possible,and don’t try to be consistend. Happy Birthday To You
29 بهمن 1386 ساعت 11:03 قبل از ظهر
زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند... تولدتون رو پیشاپیش تبریک میگم و آرزو میکنم همواره بر تارک قله ها باشید!
__