مرد 27 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل 6 سال و 8 ماه و 11 روز سن کلوبی ، بنام زیستن
که نامی تا مرگ بوده و هست
و بعد از آن نیز هم
بنام تولد که آغازی است
برای بودن و بودن فقط ماندن نیست
بلکه ماند...
«از در درآمدی و...» غزل در برت گرفت
«از خود به در شدم» که زمین بر سرت گرفت
مثل صدف که منحنی موج را شناخت
پیراهن تو غوص زد و گوهرت گرفت
گامت خیال داشت که بگریزد از زمان
هر ثانیه کش آمد و محکمترت گرفت
...تولدت مبارك
salam, in matn az neveshtehaye toe?
روز تلخ آخرم را زیر باران گریه کن ...
مه گرفته ،
رقص تابوت در هوا را گریه کن ...
گریه کن ،
من را میان دست ها و اشک ها
اشک کن بدرقه راهم ، به یاد یاد ها
روز خوب دل سپاری ، روز تلخ رفتنم ...
خاک بسپار خاطراتِ از رنگ و رو افتاده ام ...
گریه کن ...
من را ، دلم را ... خط به خط فریاد ها...
سر به دار و چشم بر در ، در دلم آشوب ها
گریه کن ،
و بغض بشکن ... در هجوم خاطرات
دفترم را پاره کن ...دیگر این پایان ماست " اسماعیل هاشمی"
http://www.cloob.com/name/mehrnooshother