پیام های کوتاه
__
یادداشت ها
23 مهر 1387 ساعت 23:48 بعد از ظهر
سلام آقا وارلیق خوبین ؟ کم پیداین عزیز انشاءا.. که کاری باشه موفق باشین و کامیاب
1 مهر 1387 ساعت 04:11 قبل از ظهر
سلام تولدتون مبارک ...در این شب خجسته وقدر که شب تولد همگی انسانهاست تولدتون را تبریک میگویم انشاءا... بهره معنوی از این شبها برده باشید موفق باشید وبختیار...
31 شهریور 1387 ساعت 02:57 قبل از ظهر
تولدتون مبارک دوست عزیز
14 اردیبهشت 1387 ساعت 17:11 بعد از ظهر
سلام به کلوب دهکده چوبین خوش آمدید. ضمن تشکر خوشحال میشویم با حضور سبز وگرمتان در بحثها از نظرات ، انتقادات و پیشنهادات سازنده شما بهر ه مند شویم. با تشکر : محمدرضا
7 آذر 1386 ساعت 18:21 بعد از ظهر
سلام همشهری خوبم از شما دعوت میکنم کلوب استاد شهریار هم عضو بشین http://www.cloob.com/clubname/shahriyar از همه سوی جهان جلوه‌ی او می‌بینم جلوه‌ی اوست جهان کز همه سو می‌بینم چشم از او جلوه از او ما چه حریفیم ای دل چهره‌ی اوست که با دیده‌ی او می‌بینم تا که در دیده‌ی من کون و مکان آینه گشت هم در آن آینه آن آینه رو می‌بینم او صفیری که ز خاموشی شب می‌شنوم و آن هیاهو که سحر بر سر کو می‌بینم چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گل آن نگارین همه رنگ و همه بو می‌بینم تا یکی قطره چشیدم منش از چشمه‌ی قاف کوه در چشمه و دریا به سبو می‌بینم زشتی نیست به عالم که من از دیده‌ی او چون نکو مینگرم جمله نکو می‌بینم با که نسبت دهم این زشتی و زیبائی را که من این عشوه در آیینه‌ی او می‌بینم در نمازند درختان و گل از باد وزان خم به سرچشمه و در کار وضو می‌بینم ذره خشتی که فرا داشته کیهان عظیم باز کیهان به دل ذره فرو می‌بینم ذره خشتی که فرا داشته کیهان عظیم باز کیهان به دل ذره فرو می‌بینم غنچه را پیرهنی کز غم عشق آمده چاک خار را سوزن تدبیر و رفو می‌بینم با خیال تو که شب سربنهم بر خارا بستر خویش به خواب از پر قو می‌بینم با چه دل در چمن حسن تو آیم که هنوز نرگس مست ترا عربده‌جو می‌بینم این تن خسته ز جان تا به لبش راهی نیست کز فلک پنجه‌ی قهرش به گلو می‌بینم آسمان راز به من گفت و به کس باز نگفت شهریار اینهمه زان راز مگو می‌بینم
__